تأثیر رهبری سازمان مبتنی بر علوم اعصاب بر اثربخشی آموزش کارکنان با نقش میانجی سرمایۀ اجتماعی در شرکت‌های دانش‌بنیان

نویسندگان

1 گروه مدیریت، دانشکدة مدیریت، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 گروه مدیریت، دانشکدة مدیریت، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

3 گروه مدیریت، دانشکدة مدیریت، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22059/jscm.2023.358523.2413
چکیده

هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر رهبری سازمان مبتنی بر علوم اعصاب بر آموزش منابع انسانی با نقش میانجی سرمایۀ اجتماعی در شرکت‌های دانش‌بنیان بود. نوع پژوهش از نظر هدف کاربردی و به لحاظ نحوة گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع پیمایشی و مدل‏ معادلات ساختاری است. جامعة مورد مطالعه در این پژوهش شرکت‌های دانش‌بنیان پارک علم و فناوری دانشگاه تهران در سال 1401 بود. از 256 نفر حجم جامعه، 152 نفر از 17 شرکت به عنوان حجم نمونه تعیین شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها نیز پرسشنامة استاندارد بود. نتایج پژوهش نشان داد سرمایة اجتماعی در زمینة رهبری سازمان مبتنی بر علوم اعصاب و اثربخشی آموزش کارکنان نقش میانجی دارد. رهبری مبتنی بر علوم اعصاب بر اثربخشی آموزش کارکنان و سرمایة اجتماعی تأثیر مثبت و مستقیم دارد. همچنین تأثیر سرمایة اجتماعی بر اثربخشی آموزش کارکنان نیز تأیید شد. با توجه به نتایج تحقیق، پیشنهاد می‌شود سازمان‌ها با توجه به ابعاد رهبری سازمان مبتنی بر علوم اعصاب به منظور کاهش سطح تنش و نگرانی، ایجاد احساس همدلی و حمایت سازمان، ایجاد ثبات و امنیت کاری، و خلق امید و اشتیاق به آینده تلاش کنند. مدیران می‌توانند با توجه به ابعاد سرمایة اجتماعی کارکنان را در فعالیت‌های سازمانی مشارکت دهند و با تقویت این تفکر که کارکنان در آیندة سازمان سهم دارند میزان اثربخشی آموزش کارکنان را افزایش دهند.