رویکرد ملاصدرا به تأویل
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری کلام اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران
2 استاد گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران
3 استاد گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران
doi
10.22034/jis.2022.304946.1706چکیده
رویکرد ملاصدرا در مواجهه با ظواهر آیات قرآن رویکردی متفاوت با رویکرد مشهور مفسران و حکیمان است. مشهور در مواجهه با برخی از ظواهر قرآن کریم که التزام به آنها دشوار است راه تأویل را پیموده و از معنای ظاهری لفظ فاصله میگیرند. غالب این ظواهر درباره توصیف خداوند به صفاتی است که او را به بندگان خویش تشبیه میکند. بهعلاوه، ظواهر آیات مرتبط با معاد نیز در معرض تأویل قرار گرفته است. اما ملاصدرا از مخالفان رویکرد تأویلی است و در آثارش، بهخصوص در تفسیر قرآن کریم و رساله متشابهات القرآن، به مناسبت بحث از آیات متشابه، به مسئله تأویل پرداخته است. وی با تقسیم ضمنی تأویل به تأویل درست و نادرست، رویکرد اصلی تأویل نادرست را التزامنداشتن به ظواهر الفاظ دانسته است. به نظر وی، ظواهر آیات و روایات را همانگونه که هست، بدون اینکه در آن تصرفی صورت گیرد، باید پذیرفت، دستکم تا زمانی که دلیل کافی و توجیه درستی بر آن وجود داشته باشد که در بسیاری از بحثها همچون بحث معاد وجود ندارد و میتوان همه آنچه در آیات و روایات در این باره آمده است، به معنای ظاهریاش پذیرفت. با این حال، ملاصدرا از افتادن به ظاهرگرایی نیز هراس دارد و آن را نفی میکند و سخن از تأویل صحیح یا «تحقیق» به میان میآورد. به این ترتیب، او به دنبال نظریهای است که هم قادر به حفظ ظاهر الفاظ باشد و هم با قواعد عقلی مخالفت نکند. او نظریه روح معنا را واجد این دو خصوصیت شمرده است. این نوشتار به تبیین رویکرد ملاصدرا در نقد تأویل و ادلهاش میپردازد و اینکه چگونه ملاصدرا نظریه مجاز را نقد کرده و به جای آن از نظریه روح معنا دفاع میکند.