بررسی تطبیقی مواجهه ملاصدرا و پلانتینگا با مسأله شرور

نویسندگان

1 دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی

2 عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی

doi
چکیده

ملاصدرا به عنوان یکی از حکمیان متأله در سنت فلسفة اسلامی و پلانتینگا به عنوان فیلسوف خداباور در ساحت تفکر فلسفه غربی، هر کدام با مبانی و تئوری­های خاصی به تحقیق و تدقیق ژرف دربارة مسأله بسیار مهم شرور پرداخته­اند. ملاصدرا با استفاده از مبانی اصالت و خیر بودن وجود، عالم، قادر و حکیم بودن خدا و احسن بودن نظام هستی و راه­حل­های عدمی بودن شر و تبیین شر ادراکی و مجعول بودن شرور و غلبة خیرات بر شرور و طرد نگرش اومانیستی در مسأله شر، مشکل شرور را حل می­کند. پلانتینگا بر اساس معرفت­شناسی اصلاح شده و برخی مبانی الهیاتی و انسان­شناسی مسیحی و با استفاده از توصیف جهان ممکن مورد نظر و نسبت میان اختیار انسان و قدرت مطلق خداوند، اثبات می­کند که مسألة منطقی شر با وجود خدا تناقض ندارد. و هم­چنین پلانتینگا بر این نکته توافق دارد که قدرت خداوند شامل فرض جی ­ال ­مکی نمی­شود، این دو متفکر در اصل اعتقاد به خدا، عالم، قادر و خیر بودن خدا و مرید آفریدن انسان مشابهت، اما در نوع مواجهه و تفسیر ذاتی و ناظر بودن پاسخ به شرور اخلاقی یا طبیعی و دفاع از عدل الهی و احسن بودن نظام هستی و غلبه نگاه منطقی با یکدیگر تفاوت دارند.