اثر بیوچار کود مرغی و قارچ فونلیفورمیس موسه بر رشد، غلظت و جذب برخی عناصر پرمصرف و شاخص سبزینگی در گیاه ذرت تحت تنش شوری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری شیمی و حاصلخیزی خاک دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز
2 استاد بخش علوم خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شیراز
3 دانشیار بخش علوم خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شیراز
4 استادیار بخش علوم خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شیراز
5 دانشیار بخش علوم خاک دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز
doi
10.22092/sbj.2019.118571چکیده
شوری از مهمترین تنشهای محیطی در جهان است، که یکی از اثرات منفی آن ایجاد اختلال در جذب عناصر غذایی به دلیل غلظت بالای یونهای سدیم و کلر میباشد. این تحقیق به منظور بررسی امکان استفاده از قدرت جذب بالای بیوچار در جذب سدیم، کاهش نسبت سدیم به پتاسیم گیاه و کاهش اثرات منفی شوری بر رشد گیاه، غلظت و جذب نیتروژن و فسفر همراه با کاربرد قارچ ریشه به عنوان اصلاح کننده زیستی بود. این پژوهش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارها شامل مواد آلی در پنج سطح ]عدم مصرف ماده آلی، کود مرغی (%1 و %2) و بیوچار کود مرغی (%1 و %2)[، شوری در چهار سطح ( 5/0، 6/3، 9/7، و 4/12 دسیزیمنس بر متر) و قارچ در دو سطح (شاهد بدون قارچ و مایهزنی بافونلیفورمیس موسه)بودند. کاربرد کود مرغی وبیوچار به طور معنیداری وزن خشک، شاخص سبزینگی، غلظت وجذب عناصر پرمصرف را افزایش اما درصد کلنیزاسیون ریشه را کاهش دادند. کاربرد کود مرغی غلظت سدیم گیاه ذرت را به طور معنیداری افزایش داد. با این حال، کاربرد بیوچار کود مرغی تغییری در غلظت سدیم گیاه در مقایسه با تیمار شاهد نشان نداد، اما افزایش غلظت پتاسیم اندامهوایی نسبت سدیم به پتاسیم گیاه را به طور معنیداری کاهش داد. کاربرد بیوچار در سطوح شوری بالا و متوسط (9/7 و 4/12 دسیزیمنس بر متر) نسبت سدیم به پتاسیم را در اندامهوایی گیاه کاهش داد. هرچند کاربرد قارچ در سطح 2% بیوچار (به دلیل بالا بودن میزان فسفر بیوچار)، تفاوت معنیداری را در رشد گیاه ایجاد نکرد. به طورکلی نتایج نشان داد که میزان عملکرد ماده خشک ذرت در تیمار یک درصد بیوچار همراه با فونلیفورمیس موسه مشابه عملکرد در تیمار دو درصد کود مرغی بود و همچنین مانع کارایی قارچ در کاهش نسبت سدیم به پتاسیم اندام هوایی گیاه در سطوح بالای شوری نگردید.