امر قدسی و برساخت معنا: دین به مثابه نظام معنایی جمعی

نویسندگان

1 استادیار گروه جامعه‌شناسی سیاسی، دانشگاه شهید باهنر، کرمان، ایران

doi
10.22034/jrr.2021.215235.1668
چکیده

تمرکز این مقاله بر کنکاش در چیستی معنای دینی (نه معنای دین) و چگونگی عملکرد آن در برساخت رفتار و کنش‌های فردی و جمعی است که با اتخاذ برساخت‌گرایی اجتماعی به عنوان رویکرد نظری‌روشی صورت گرفته است. از دیدگاه برساخت‌گرایی اجتماعی، دین، سایبان مقدسی است (به تعبیر برگر) که توان چشمگیر آن در معنابخشی به تمام وجوه حیات انسانی در اشکال فردی و جمعی، آن را به یکی از نظام‌های معنایی بسیار نامیرا و مؤثر در زندگی بشری تبدیل کرده است. از این‌رو حتی در عصر پساسکولاریسم نیز، ماهیت دین به عنوان منبع معنایی، هرچند با بازنمایی‌های متفاوت، اما به صورتی پیوسته، توأم با فراز و نشیب، پایدار بوده است. برساخت‌گرایان معتقدند دین، نظام معنایی کاملاً جمعی و تعاملی است که بسان نظام معنایی غالب عمل می‌کند که جهان و پدیده‌های آن را برای باورمندان، فهم‌پذیر، هدفمند و توجیه‌پذیر می‌کند و حتی زمانی که این نظام غالب، در گستره فردی و جمعی، با مشکل مواجه شود، معنای موقعیتی نشئت‌گرفته از آن، به عنوان جایگزین موقت و گاه دائمی عمل کرده، هویت، رفتار و کنش‌های متعدد را برمی‌سازد و جهت‌دهی می‌کند.