رهیافتهای تاریخیادبی به تفسیر فمینیستی کتاب مقدس و قرآن کریم
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه آزاد اسلامی
3 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران
4 استادیار گروه فلسفه، دانشگاه آزاد اسلامی
doi
چکیده
یکی از موانع بر سر راه زنان مؤمنی که در پی برابری و آزادی بیشترند، واژهها و گزارههایی از متون مقدس است که از آنها معانی مخالف با برابری مرد و زن برمیآید. این مقاله نشان میدهد فمینیستها در مواجهه با چنین گزارههایی از کتابهای مقدس، به رهیافتهای تاریخیادبی روی آوردهاند. اما چرا فمینیستها به سوی این رهیافتها رفتند و آیا بهرهبردن از اینگونه رهیافتها در عرضه تفسیری قانعکننده از گزارههای پرسشبرانگیز موفقیتآمیز بوده است؟ از اواخر قرن بیستم، رهیافتهای تاریخیادبی به انتقادات فمینیستها بر کتاب مقدس راه یافت و آنها کوشیدند نشان دهند که باورهای مردسالارانۀ دنیای قدیم چقدر بر گزارههای کتاب مقدس اثرگذار بوده است. فمینیستهای مسلمان مسائل متفاوتی با مسیحیان دارند، زیرا گزارههای قرآن دربارۀ آفرینش زن و مرد نهتنها نیازمند نقد نیست، بلکه آیات قرآن در این موضوع از پشتوانههای دینی فمینیستها است. آنچه برای این گروه از مسلمانان مسئلهبرانگیز است، آیاتی است که بار حقوقی دارد.