تأملی در نسبت میان معماری فضای مجازی و ارزشهای اخلاقی
نویسندگان
1 استادیار فلسفه علم و فناوری، پژوهشکده مطالعات بنیادین علم و فناوری، دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.30465/srs.2024.49130.2154چکیده
مسئله مقاله حاضر این است که آیا میتوان بدون ارجاع به اخلاق، و صرفاً بر اساس معماری فضای مجازی، به تنظیمگری رفتار کاربران پرداخت؟ در این راستا سه رویکرد مورد طرح و بررسی قرار میگیرد: 1- کفایت معماری یا کد فضای مجازی، بدون نیاز به اخلاق 2- تبعیت کد از اصول اخلاق 3- ضروت اخلاق سخت (قبل از معماری فضای مجازی) و اخلاق نرم (بعد از معماری). در این زمینه به دیدگاههای لارنس لسیگ (رویکرد اول)، ریچارد اسپینلو (رویکرد دوم) و لوچانو فلوریدی (رویکرد سوم) پرداخته میشود. چنانکه نشان داده میشود برای ارزیابی رویکردهای مزبور، باید دو معیار «مقبولیت نظری» (این الزام که دیدگاه مختار باید در ذیل فلسفه اخلاق و بر اساس نظریههای اخلاقی، قابل دفاع باشد) و «قابلیت فناورانه» (این الزام که دیدگاه مختار باید در ذیل مهندسی و از نظر عملیاتی و اجرا، قابل تحقق باشد) را مورد توجه قرار داد. بر این اساس، از یک نگاه تلفیقی دفاع میشود که از جنبه عملیاتی، مبتنی بر معماری (یا کد) فضای مجازی است که در اختیار متخصص فنی (شامل برنامهنویس یا مهندس سختافزار و ...) است ولی از جنبه نظری، هم وابسته به اصول اخلاقی (اخلاق سخت) و هم متکی به قضاوتهای اخلاقی موردی متخصصین (اخلاق نرم) است.