خوانش بینامتنی مکتوبات کمالالدوله آخوندزاده و نامههای ایرانی مونتسکیو
نویسندگان
1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
2 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
3 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
4 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
doi
10.22067/rltf.2025.92505.1140چکیده
بررسی ریشههای رمان مکاتبهای در ادبیات ایران، ما را به مکتوبات کمالالدوله اثر میرزا فتحعلی آخوندزاده میرساند. آخوندزاده با تأثیرپذیری از ادبیات غرب و بهطور خاص نامههای ایرانی مونتسکیو، مهمترین اثر خود را در قالب مکاتبه و با مضامینی مشابه به رشته تحریر درآورده است. در این پژوهش تلاش گردیده تا ژانر مکتوبات کمالالدوله آخوندزاده براساس نظریهی بینامتنیت به شیوهای توصیفی و تحلیلی بررسی شود. هدف از این تحلیل شناخت مانندگیهای و دگرگونگیهای مکتوبات کمالالدوله و نامههای ایرانی است. هر دو اثر، از فرم نامهنگاری بهره میبرند و آن را به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی به کار میگیرند. مطالعه دقیق سبک و فرم نامهنگاری در این دو اثر نشان میدهد که این انتخاب آگاهانه از سوی نویسندگان، با هدف انتقال دیدگاههای خود صورت گرفته است. آنها از زاویهی دید شخصیتهای خارجی برای نقد جوامع خویش بهره میبرند. این آثار دارای مضامین مشترکی همچون انتقاد از نظام سیاسی و اجتماعی، نهادهای مذهبی و درخواست اصلاحات اجتماعی هستند. همچنین، مسائلی نظیر هویت، حاکمیت و پیشرفت آموزشی نیز در هر دو اثر مورد بررسی قرار میگیرد. هر دو نویسنده در دورههای پرتلاطم سیاسی و اجتماعی زیسته و با سانسور و مخالفتهای اجتماعی مواجه بودهاند. آخوندزاده در نگارش «مکتوبات کمالالدوله»، ضمن وفاداری به مفاهیم اصلی اثر مونتسکیو، بهشیوهای خلاقانه موضوعات را با شرایط فرهنگی و سیاسی ایران منطبق میسازد. این پژوهش به روشنی نشان میدهد که چگونه آثار ادبی میتوانند پل ارتباطی میان فرهنگهای مختلف باشند و در سایه تخیل خلاقانه نویسندگان، به نقد ساختارهای اجتماعی و سیاسی بپردازند.