کیفرگذاری افتراقی اطفال و نوجوانان در انگارۀ «حقِ بر باز پروری»

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد همدان

2 دانشگاه آزاد کرمانشاه

3 دانشگاه

doi
10.48308/jlr.2022.226641.2152
چکیده

مبانی فکری حاکم بر نظام کیفری هر کشوری، تأثیر مستقیم در تدوین پاسخهای کیفری و سیاستگذاری جنایی در مبارزه با بزهکاری دارد. اطفال و نوجوانان به عنوان موضوع سیاستگذاری جنایی در هر جامعه ای از آن جهت که نقش تعیین کننده ای در سرنوشت هر کشوری دارند، از اهمیت بسزایی برخوردار بوده و ضرورتِ اتخاذ سیاست جنایی افترایی در زمینه کیفردهی را ایجاب می کند. یکی از جلوه های افتراقی در مبانی فکری پاسخ دهی به رفتار مجرمانه بزهکاران، پذیرشِ اندیشه «حق بر بازپروری» به جای «حق بر مجازات شدن» برای اطفال و نوجوانان است. حق برخورداری از بازپروری یکی از بارزترین حقوق بشری به شمار می رود؛ به گونه ای که فرد از سنین کودکی و در تمام مراحل زندگی خود حتی زمانی که به دلیل ارتکاب جرم محکوم به مجازات می شود، از این حقوق برخوردار است. از این رو، تمامی دولتها و حاکمان صرفنظر از آنکه اعضای جامعه تابع چه دین و آیینی هستند، ضمن رعایت حقوق برابر آنان از جهات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، متعهد هستند زمینه ای مناسب را برای رشد و تعالی کودکان و به ویژه کودکان بزهکار فراهم آورند. از جمله حقوق بنیادین خانواده بشری، حق برخورداری از اصلاح و بازپروری است. اجرای این حق نقش به سزایی در جایگزین ساختن ارزش ها و هنجارهای متناسب با تحولات اجتماعی به صورت همگانی و گسترده در زندگی جمعی ایفا می کند.