راهکارهای غزالی برای برونرفت از تکفیر در کتاب فَیصَلُ التَّفرِقَةِ بَینَ الاسلامِ و الزَندَقَةِ
نویسندگان
1 استادیار گروه مذاهب کلامی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
2 دانشجوی دکترای مذاهب اسلامی گرایش تقریب، دانشگاه ادیان مذاهب، قم، ایران
doi
10.22034/jid.2024.434799.2470چکیده
تکفیر مسلمانان مهمترین معضل دینی و اجتماعی است که جامعه اسلامی از صدر اسلام تا کنون به آن مبتلا بوده است و بسیاری از عالمان کوشیدهاند راهکارهایی برای خروج از این مشکل ارائه کنند. محمد غزالی عالم برجسته قرن پنجم نیز با نگارش کتاب فیصل التفرقه بین الاسلام و الزندقه در این مسیر گام گذاشته است. هدف این مقاله، تحلیل و روشنکردن ابعاد نظریهپردازی غزالی برای برونرفت از معضل تکفیر است. این نوشتار، به این پرسش اصلی میپردازد که ایدههای غزالی برای حل مشکل تکفیر چیست؟ این مقاله با روش کتابخانهای و با توصیف و تحلیل محتوای این کتاب، به دستهبندی و نقد ایدهها و راهکارهای غزالی و تأثیرگذاری آنها در بازداری از تکفیر میپردازد. یافتههای این تحقیق نشان میدهد غزالی در این کتاب با ارائه و تبیین قانون تأویل، به تبیین تفاوت مقام «اختلاف در دین» با «مخالفت با دین» میپردازد و اظهارنظرهای اجتهادی را که به تکذیب سخن پیامبر (ص) نمیانجامد، موجب تَعلُّق عنوان کفر نمیداند. بر این اساس غزالی اگرچه بعضی از مذاهب اسلامی را خطاکار یا بدعتگذار میداند، آنان را در دایره و حدود دین اسلام میداند و با تکفیر آنها مقابله میکند. البته غزالی در این کتاب بر موضع خود در برابر تکفیر فلاسفه تأکید میکند و سخنان آنان را تکذیب سخن پیامبر (ص) میداند. غزالی در ظاهر جایگاه عقل را مقدم بر نقل میداند و برای حفظ شأن حکم عقل، قانون تأویل را تبیین میکند؛ ولی او در جایگاه یک عالم منتسب به مکتب کلامی اشعری در ماده قیاس برهانی، نقل را اصالت میدهد و هر قیاسی را که این ماده نقلی در آن نباشد، غیربرهانی میداند. این موضوع مهمترین عامل مواجهه تکفیری او با فلاسفه است.