بررسی و تحلیل احکام و شئون ذاتی حق
نویسندگان
1 استادیار گروه عرفان دانشکده عرفان دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
doi
10.22034/jid.2023.347338.2346چکیده
در نظام معرفتی عرفان اسلامی هر نوع اسم، صفت و حکمی از ذات الهی نفی میشود و آن مقام را مبرای از هر حکمی میدانند؛ برخی بر اساس این مبنا گمان کردهاند هیچ اسم و لفظی نمیتواند به مقام ذات اشاره کند؛ حتی نمیتوان از آن با لفظ ذات یا ذات غیبالغیوبی و امثال آن یاد کرد؛ اما با بررسی اقوال عرفا در این نوشتار به شیوه توصیفی ـ تحلیلی این نتیجه حاصل میشود که این نوع برداشت از مغالطۀ اشتراک لفظی میان اسم عرفی و لغوی با اسم عرفانی است؛ چراکه مقصود عرفا از تعبیرهای طرحشده، اسم عرفی و لغوی نیست؛ زیرا عرفا در آثار خود با الفاظ و نامها و واژههای متعددی به آن مقام غیبالغیوبی اشاره میکنند و مراد و مقصود عارفان از لااسم و لارسمبودن مقام ذات غیبالغیوبی، نفی اسم عرفانی از آن مقام است نه اسمی که مشیر به ذات باشد و آن را محدود نکند. همچنین با دقت در کلمات و آثار عرفا روشن میشود مراد از حکمناپذیری مقام ذات آن است که مقام ذاتِ غیبالغیوبی هیچ حکم محدود و مخصوصی را نمیپذیرد؛ یعنی ازآنجاکه آن مقام هیچگونه ویژگی و امتیازی ندارد، نمیتوان احکام خاص بر آن مترتب کرد و احکام خاص ناظر به جایی است که از مقام ذات خارج شده و به مرحلۀ تعینات خاص و ویژه وارد شده باشد. در این مرحله میتوان احکام محدود و مقید و مخصوص را بر ذات متعین و مقید جاری کرد نه ذات مطلق؛ اما احکامی که خود دارای اطلاق میباشند و ذات را از اطلاق خود خارج نمیکند، بر ذات حملشدنی هستند.