خردستایی و خردگریزی در حدیقه الحقیقه

نویسندگان

1 استادیار گروه ادبیات و علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

2 دانشجوی دکتری ادبیات دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

3 استادیار گروه ادبیات و علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

doi
چکیده

خردگرایی به مثابه مؤلفه­ای بنیادین و کارمایه­ای اساسی، همواره جزئی ثابت در شعر و هنر ایرانی بوده است؛ چه تعالی اجتماعی و تکامل تمدن، متوقف بر خردورزی و بهره‌مندی از این عنصر در جهان­بینی است. اگرچه سنت غالب سبک خراسانی، «طبیعت­گرایی» بوده است، با این همه شاعران این سبک فکری، به خردگرایی نیز بی‌توجه نبوده‌اند و مضامین مرتبط با خرد در میان اشعار این دسته به‌خوبی هویداست. هدف از این نوشتار بررسی جایگاه این عنصر در شعر سنایی و عمدتاً در حدیقه الحقیقه است. بررسی محتوای حدیقه الحقیقه حکایت از بسامد بالای مضامین و مفاهیم مرتبط با خرد و خردگرایی نزد شاعر آن دارد، به طوری ­که تکرار 13 بار واژه «عقل»، 3 بار واژه «خرد» و ترکیبات آن، 9 بار «عقل کلی» و 1 بار «اللباب» در 22 بیت فصل اول منظومه حدیقه الحقیقه نشان از رویکرد عقلایی و خردمندانه سنایی در کتاب دارد.