حجاب به مثابه حکم شرعی و الهی: بازنمایی در اسناد بالادستی و نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق،دانشگاه پیام نور،تهران، ایران
2 استادیار گروه حقوق،دانشگاه پیام نور، تهران، ایران(نویسنده مسئول)
3 معاون قضایی رئیس کل دادگستری استان همدان
doi
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی نسبت میان حجاب بهمثابه یک حکم شرعی و الهی با بازنمایی آن در اسناد بالادستی و نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. پرسش اصلی تحقیق آن است که چگونه فهم فقهی حجاب، به مثابه یک واجب دینی، در قالب قوانین، سیاستهای فرهنگی و سازوکارهای اجرایی دولت اسلامی نهادینه شده و این بازنمایی چه پیامدهایی در حوزه گفتمانی و اجتماعی داشته است؟ فرضیه تحقیق بر این مبنا استوار است که نظام جمهوری اسلامی، با اتکای بر آموزههای فقه شیعه، حجاب را نهفقط یک وظیفه فردی، بلکه بخشی از نظم دینی ـ سیاسی تلقی کرده و در نتیجه، آن را به نظامی از نشانهها، هویتسازیها و ابزارهای فرهنگی بدل ساخته است. روش تحقیق از نوع تحلیلی ـ توصیفی و مبتنی بر بررسی اسناد حقوقی، متون فقهی، نظریههای نشانهشناسی (با تأکید بر آلتوسر، بارت و فوکو) و تحلیل کیفی گفتمان رسمی و غیررسمی درباره حجاب بوده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که حجاب در جمهوری اسلامی ایران، از یک حکم دینی به یک نشانه چندلایه تبدیل شده است که در سه میدان فقه، قانون و گفتمان عمل میکند؛ در این میان، رسانهها و سبک زندگی روزمره در فضای مجازی نیز به شدت در فرایند بازتعریف معنای حجاب مؤثر بودهاند. از این منظر، سیاستگذاری مؤثر در حوزه حجاب نیازمند فهم تلفیقی فقهی، حقوقی و نشانهشناختی است.