نظریة ادغام و آثار مبین واقعیت: بیان واقعیت یا نقض؟

نویسندگان

1 استاد، گروه فقه و حقوق، پژوهشکدة نظام‌های اسلامی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشة اسلامی، تهران، ایران؛ عضو وابستة دانشکدة حقوق، پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران

2 کارشناس‌ارشد حقوق مالکیت فکری، گروه حقوق خصوصی، دانشکدة حقوق، پردیس فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران

doi
10.22059/jolt.2021.328869.1007018
چکیده

عنصر کلیدی در تشخیص نقض آثار ادبی و هنری بررسی میزان شباهت‏های میان آثار مورد مناقشه است. اما در خصوص آثار مبین واقعیت، که به طور عمده متشکل از واقعیات غیرقابل حمایت هستند، دادگاه‏هایی که با پرونده‏های نقض این آثار سروکار داشته‌اند می‏انگارند با ‌توجه ‏به اینکه شیوه‏های بیان ایدة واقعی محدودند ممکن است به ‌نظر برسد هر گونه بیانِ بعدی آن ایده اساساً مشابه کلماتی است که پدید‏آورندة نخست برای بیان ایده استفاده کرده است. در چنین مواردی، یک نظریة به‌خصوص وارد تحلیل می‏شود: ادغام ایده و بیان. به موجب این نظریه زمانی که ایده فقط به شیوه‌ای خاص می‏تواند بیان شود بیان قابل حمایت نیست. این نظریه ارتباطی ویژه با آثار بیان‌کنندة واقعیت دارد. زیرا روش‌های محدودی برای بیان واقعیت‌ها، که خود قابل حمایت نیستند، وجود دارد. این مسئله موجب طرح این سؤال اساسی می‏شود که با توجه به این ماهیت خاص و نقش پر‏رنگ نظریة ادغام در استثنا کردن شباهت‏ها نقض آثار مبین واقعیت در چه شرایطی تحقق می‏یابد؟ نظر به نامشخص بودن وضعیت حقوق ایران در این زمینه، پژوهشگران در پژوهش حاضر با به‏کارگیری روش توصیفی‌ـ تحلیلی در بررسی عملکرد قضات در پرونده‏های نقض مصادیق مختلف آثار بیانگر واقعیت درصدد پاسخ‏گویی به این سؤال برآمدند و نتیجه گرفتند این آثار معیار نقض متفاوتی می‏پذیرند، چنان‌که تنها شباهت نزدیک به یکسان شدن آثار وقوع نقض را اثبات می‏کند.