بررسی روان‌شناختی شخصیت بهرام گور (در داستان‌های وزیر خائن و فتنه) بر اساس نظریۀ اریک برن

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.

3 استادیار گروه مشاوره، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.

doi
10.22126/ltip.2024.9700.1204
چکیده

نظریۀ تحلیل رفتار متقابل اریک برن، با توجه به ارتباطات میان انسان‌ها و روابط درونی آن‌ها تصویری از ساختار روانی شخصیت‌ها ارائه می‌کند. با کمک این نظریۀ کاربردی و با توجه به ارتباط عمیق میان ادبیات و روان‌شناسی، می‌توان به تجزیه‌وتحلیل شخصیت­های داستان­های متون کهن ادب فارسی پرداخت. بررسی این متون بر اساس نظریه‌های روان‌شناسی، می‌‌تواند دست‌مایۀ بسیاری از پژوهش‌های میان‌رشته‌ای باشد. مدل تحلیل رفتار متقابل اریک برن، بر پایۀ حالات نفسانی من (کودک، والد و بالغ) بنا شده‌است. نگارندگان در این جستار، با توجه به مفاهیم کلیدی (حالات من؛ نوازش‌ها، بازی‌های روانی و زنجیرۀ روابط) به شیوه توصیفی‌ـ‌تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای به بررسی شخصیت بهرام گور، در منظومۀ هفت‌پیکر نظامی گنجوی پرداخته‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که شخصیت بهرام گور در وضعیت کودک با غلبۀ بالغ است که در مسیر زندگی و روند حوادث رشد می‌کند و به کمال می‌رسد. در این منظومه نوازش‌های کلامی از دیگر نوازش‌ها بسامد بالاتری دارند. بهرام گور در بازی‌های روانی بیشتر در نقش ناجی حضور می‌یابد و در زنجیرۀ روابط متقابل، ارتباطات او در هفت‌گنبد و دیدار هفت مظلوم از نوع مکمل و موازی است.