طراحی الگوی تقویت فرهنگ نقد در دانشگاه اسلامی

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات

doi
10.22034/ciu.2026.58.103
چکیده

هدف: نقد و تفکر انتقادی به عنوان ارکان اساسی توسعۀ علمی در محیط دانشگاهی محسوب می‌شوند. این پژوهش با هدف طراحی الگوی پارادایمی تقویت فرهنگ نقد و تفکر انتقادی در دانشگاه اسلامی، با تلفیق آموزه‌های قرآنی و نظریات معاصر مدیریت آموزشی، انجام شد. روش: پژوهش با رویکرد کیفی و روش نظریۀ داده‌بنیاد(رویکرد نظام‌مند استراوس و کوربین) اجرا شد. داده‌ها از طریق مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته با ۱۸ نفر از خبرگان حوزۀ مدیریت آموزش عالی گردآوری شد و با کدگذاری سه‌مرحله‌ای(باز، محوری و انتخابی) تحلیل شدند. یافته‌ها: یافته‌ها در قالب الگوی پارادایمی با شش مقولۀ اصلی ارائه شد: مقولۀ علّی(ضرورتهای راهبردی، بنیانهای فلسفی و الزامات مدیریتی)؛ مقولۀ زمینه‌ای(ساختار دانشگاهی، فرهنگ سازمانی و منابع و امکانات)؛ مقولۀ مداخله‌گر(ویژگی‌های فردی، عوامل محیطی و متغیّرهای میانجی)؛ مقولۀ محوری(«گذار نقد از حاشیه به متن دانشگاه» با تأکید بر نهادینه‌سازی، توانمندسازی روان‌شناختی و توسعۀ مهارتهای شناختی)؛ مقولۀ راهبردی(راهبردهای آموزشی، ساختاری و فرهنگی به صورت مثلث تحول) و مقولۀ پیامدی(پیامدهای علمی، سازمانی و اجتماعی در قالب چرخۀ فضیلت). نتایج: الگوی نهایی نشان داد که تقویت فرهنگ نقد و تفکر انتقادی نیازمند راهبردهای یکپارچه در سه بعد آموزشی، ساختاری و فرهنگی است. اجرای همزمان این راهبردها، با توجه به ریشه‌های فرهنگی عمومی و سازمانی و غلبه بر موانع متعارض، می‌تواند به ایجاد چرخۀ فضیلت علمی- سازمانی- اجتماعی پایدار و تولید علم نافع منجر شود.