تعامل مفهومی و تاثیر متقابل تئوریهای اقتصادی قرارداد ناقص و هزینه معاملاتی با سیستم ثبت ثانویه املاک
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران،ایران.
2 دکتری حقوق خصوصی دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.48308/jlr.2024.235127.2705چکیده
از منظر تحلیلاقتصادیحقوق، یکی از اهداف نهاد حقوقی ثبت معاملات املاک، کاهش و اصلاح قراردادهایناقص و هزینۀ معاملاتی جهت استفادۀ بهینه از منابع کمیاب یعنی املاک است. توجهاً به اینکه املاک یکی از مهمترین داراییهای افراد بوده و معاملات آن با ریسک حقوقی و اقتصادی مواجه است و اینکه معامله املاک ثبتنشده از مهمترین مصادیق قرارداد ناقص است، لذا تحلیل ارتباط و تأثیر متقابل تئوریهای اقتصادی قرارداد ناقص و هزینههای معاملاتی با سیستم حقوقی ثبت ثانویه املاک، در جلوگیری از نقص قراردادی و عدم کارایی اقتصادی این قراردادها اهمیت دارد. از طرفی، کارآمدی سیستمثبتی و ثبات وضعیتحقوقی املاک نیز مستلزم توجه به مبانیاقتصادی این سیستم (از جمله تئوریهای فوق) در وضع یا اصلاح مقررات مربوطه است. لذا این مسئله مطرح میشود که وجود سیستمثبتثانویه چگونه به اصلاح قراردادهایناقص و کاهش هزینههایمعاملاتاملاک کمک میکند؟ این پژوهش نظری- کاربردی بوده و روش تحقیق در آن کتابخانهای و روش بررسی مسئله و تجزیه و تحلیل دادهها نیز توصیفی- تحیلی است. نهایتاً این نتیجه حاصل شد که فقدان سیستم ثبت ثانویه املاک یا وجود سیستمثبتیناقص، منجر به انعقاد قراردادهایناقص از منظر حقوق و سبب افزایش هزینهمعامله میشود. مطلوب این است که قرارداد املاک بهصورت ناقصمطلق از منظر اقتصاد نداشته باشیم و برای این هدف، وجود اصلالزامیبودنثبتمعاملات با ضمانتاجرای عدمپذیرشمعاملات با سند عادی ضروری است. درواقع، یک سیستمثبتثانویه با اثر کاملحقوقی (حاوی ضمانتاجرای موثر برای ثبتمعاملهاملاک و یگانگیسیستمحقوقی در شناسایی مالک)، موجب انعقاد قرارداد کامل از منظر حقوق و قرارداد ناقصنسبی از منظر اقتصاد و سبب کاهش هزینههای معاملاتی املاک میشود.