رابطۀ میان نظام آموزشی و عدالت کیفری مبتنی بر مشارکت پدران زندانی در فرایند آموزشی فرزندان (مورد مطالعه زندان‏های شهر قزوین)

نویسندگان

1 دانشیار گروه مدیریت قضائی، دانشکده ثبت و مدیریت قضائی، دانشگاه علوم قضائی و خدمات اداری

2 استادیار گروه مدیریت قضائی، دانشکده ثبت و مدیریت قضائی، دانشگاه علوم قضائی و خدمات اداری

3 دانش آموخته کارشناسی ارشد مدیریت اصلاح و کیفرهای قضائی، دانشکده ثبت و مدیریت قضائی، دانشگاه علوم قضائی و خدمات اداری

doi
10.22034/jlvi.2025.1998666.0
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطۀ نظام آموزش و پرورش و نظام عدالت کیفری از منظر مشارکت پدران زندانی در فرایند آموزشی فرزندانشان در مدرسه مبتنی بر تجربۀ زیسته انجام شده است. روش پژوهش روش پدیدارشناسی است. جامعۀ آماری این مطالعه شامل تمامی زندانیان مرد استان قزوینِ دارای فرزند محصل در مقطع ابتدایی، مادران این فرزندان و همچنین تمامی معلمان مقطع ابتدایی این کودکان بود. برای جمع‌آوری داده‌های مورد نظر با 11 نفر از پدران، 11 نفر از مادران و 11 نفر از معلمان مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته انجام شد. به‌منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از راهبرد هفت مرحله‌ای کُلایزی بهره گرفته شد. نتایج به‌دست آمده نشان داد که پدران زندانی تمایل دارند در آموزش فرزندانشان مشارکت داشته باشند و نگرششان نسبت به افزایش سطح مشارکت بسیار مثبت بود. این امر می‌تواند از منظر نظریۀ یادگیری اجتماعی، الگوی مثبتی برای فرزندان ایجاد کند و آن‌ها را به ادامۀ تحصیل و یادگیری ترغیب سازد. نتایج درخصوص مدارس نشان داد، در حالی که مدارس سیاست‌هایی را برای رفع نیازهای طیف وسیعی از ‌دانش‌آموزان و ‌خانواده‌ها تدوین کرد‌ه‌اند، فرزندان پدران زندانی، به استثنای موارد نادر، را مورد غفلت قرار داد‌ه‌اند. از منظر ‌نظریۀ واکنش اجتماعی، این عدم اطلاع مدارس باعث می‌شود که به‌طور ناخواسته به این کودکان برچسب‌هایی زده شود و با آن‌ها رفتاری نامناسب صورت گیرد. درخصوص مادران نتایج نشان داد اگرچه آن‌ها در انتظارات خود واقع‌بین هستند، اما تمایلی به تسهیل مشارکت پدران و تعامل ‌آن‌ها با فرزندانشان ندارند؛ از منظر ‌نظریۀ معاشرت ترجیحی ایجاد فرصت‌هایی برای تعامل پدران زندانی با فرزندان می‌تواند ‌تأثیر مثبتی بر نگرش و رفتار پدر زندانی داشته باشد و ضمن تقویت نقش پدری، به بهبود عملکرد تحصیلی فرزندان منجر شود. نتایج حاصل از مصاحبه با هر سه گروه مورد مطالعه بر بازنگری در قوانین نظام عدالت کیفری و اهداف، ساختارها و قوانین نظام آموزش و پرورش مورد ‌تأکید قرار ‌می‌دهد.