کاربست نظریۀ کنشگر-شبکۀ برونو لاتور در خوانش مفهوم «فضا»1
نویسندگان
1 دانشیار، گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکدۀ جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکدۀ جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکدۀ جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 استاد، گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکدۀ جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22108/sppl.2023.137926.1730چکیده
فضا همیشه در رشتههای مختلف علمی ازجمله جغرافیا محل اندیشهورزیها و نظریهپردازیها بوده است و اندیشمندان و صاحبنظران هریک از منظری به فضا نگریستهاند. در پژوهش حاضر سعی بر آن شده است تا خوانش مفهوم فضا ازمنظر نظریۀ کنشگر-شبکۀ برونولاتور نگریسته شود تا بتوان خوانشی نوین از مفهوم فضا را به دست آورد. هدف از این پژوهش شناسایی کاربستهای نظریۀ کنشگر-شبکه در خوانش مفهوم فضا و نیز گسترش افقهای نوین با استفاده از نظریههای فکری–فلسفی جدید در نگاه به فضاست. پژوهش حاضر جزء پژوهشهای بنیادی است که براساس شیوۀ تحلیلی انجام شده است. مأخذ این پژوهش برای کشف کاربستها، نظریۀ کنشگر–شبکۀ برونو لاتور است. در این مطالعه اطلاعات بهصورت رجوع به متون دست اول (لاتور، لاو و کالن) و دست دوم (مقالهها، پایاننامهها و کتابهایی که در سالهای اخیر دربارۀ نظریۀ کنشگر-شبکه نوشته شده است) و نیز با نمونهگیری از متن بهصورت هدفمند گردآوری شد. نظریۀ کنشگر-شبکه با رد ذاتگرایی و دوگانۀ طبیعت / جامعه از عاملیت کنشگران غیرانسانی به همراه انسان دفاع میکند و معقتد است که کنشگران انسانی بر کنشگران غیرانسانی برتری ندارند و تمامیت در دست هیچ کدام از آنها نیست. کاربست نظریۀ کنشگر-شبکه در خوانش مفهوم فضا منتج به نتایجی چون پذیرش اصل تعلیق در شناخت فضا، فضا بهمثابۀ سینتگم، تولید جمعیبودن فضا، فازیشدن فضا، چندرگهبودن فضا، فضا بهمثابۀ شبکه و فضا بهمثابه جعبۀ سیاه را به دست داده است.