تحلیل الگوی تعاملات فضایی عشایر با تأکید بر جریان مردم (موردمطالعه:زیستبوم بابادی باب ایل بختیاری)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 دانشیار جغرافیای انسانی دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
3 دانشیار جغرافیای انسانی دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22108/sppl.2022.131381.1627چکیده
طرح مسئله: تعاملات و جریانهای فضایی درون و برون قلمرو بین الگوهای مختلف زیست (بین شهرها - روستاها و کنشگران فضایی عشایری) ازجمله زیستبومهای عشایری در سطح نواحی جغرافیایی است. در این راستا، تعاملات و اثرهای توسعهای آن در دو سوی نواحی ناهمگن، سطحی از یکپارچگی فضایی را شکل داده و بسترهای نوآوری و خلاقیت را برای برنامهریزی توسعۀ فضایی پایدار فراهم کرده است.هدف: پژوهش حاضر، در چارچوب پارادایم شبکه با تأکید بر رویکرد شبکۀ منطقهای، بهدنبال تحلیل الگوهای تعاملات فضایی زیستبوم عشایری طایفۀ بابادی باب ایل بختیاری است. روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و براساس روش، توصیفی– تحلیلی است. شیوۀ گردآوری دادهها با توجه به ماهیت پژوهش، کتابخانهای و بهصورت بازدید میدانی مبتنی بر تمام شماری کنشگران فضایی (ییلاقی- قشلاقی) در سطح زیستبوم است. دادهها و اطلاعات لازم، از ابزار پرسشنامه و فن پرسشگری جمعآوری و سپس از روش تحلیل شبکۀ فضایی (که اساس آن به روش تحلیل شبکۀ اجتماعی برمیگردد) استفاده شده است. در چارچوب این روش، معیارهای اساسی تحلیل مبتنی بر چارچوب معیارهای اجتماعی- فضایی (مکان، فاصله، مقیاس و قدرت) است. ابزار مورداستفاده برای تحلیل نیز نرمافزار یو سی نت است. یافتهها و نتایج: براساس یافتههای مبتنی بر چهار معیار بررسیشدۀ کنشگران اجتماعی - فضایی زیستبوم، الگوهای تعاملات فضایی، فاقد یکپارچگی است. بدین مفهوم، تقسیم کار فضایی بهصورت خودجوش (بدون برنامهریزی) بهنحوی بوده که مرکزیت جریان مردم محدود به سه شهر اصلی در کنشگران فضایی است. از این رو، کنشگاههای میانی (میانبندها) رتبۀ اول و سه شهر «چلگرد، فارسان و لالی» رتبههای دوم، سوم و چهارم و روستای «شیخ علیخان» رتبۀ پنجم را در الگوهای تعاملات فضایی درون و برون قلمروی اجتماعی– فضایی زیستبوم به خود اختصاص داد. این کنشگاهها متأثر از نوع و ماهیت جریان مردم مبتنی بر جابهجایی روزانۀ کوچندگان، تابع الگوی تعاملات فضایی متمرکز (تک مرکزی) و یکسویه است و مبتنی بر کوچ فصلی کوچندگان، از الگوی تعاملات فضایی غیرمتمرکز (چند مرکزی) و دوسویه تبعیت میکند که فاصلۀ زیادی با الگوی تعاملات فضایی شبکهای دارد؛ زیرا بین بیشتر کنشگران فضایی پیوندهای دوسویه به شکل ظاهری برقرار است.نوآوری: به تحلیل الگوهای تعاملات فضایی متأثر از نوع و ماهیت جریان مردم درون قلمرو زیستبوم عشایری (بین کنشگران ییلاقی، قشلاقی و کنشگاههای میانی بهمثابه اجزای همبستۀ زیستبوم) و ارتباط برون قلمرو کل زیستبوم با شهرها و روستاها، بهصورت یکپارچۀ فضایی توجه شد. علاوه بر این، در پی کشف روابط پیدا و پنهان کنشگران فضایی زیستبوم عشایری، شاخصهای جریان مردم بهصورت طبقهبندیشده در ذیل روابط مفهومی عناصر ترکیبی جغرافیای رابطۀ انسانی و شبکههای اجتماعی در راستای تحلیل الگوهای تعاملات فضایی در شبکهای پویا بههمراه وابستگیهای آن، تجزیهوتحلیل شد.