تحلیل الگوی فضایی فقر روستایی در سکونتگاههای روستایی شهرستان میاندوآب
نویسندگان
1 استادیار جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22108/sppl.2021.126484.1549چکیده
طرح مسئله: بین فقر و زندگی روستایی ضریب همبستگی بالائی وجود دارد، زیرا بیش از سه چهارم فقرا در مناطق روستایی زندگی میکنند. ازآنجاکه هرگونه سیاستگذاری موفق (در راستای توسعهروستایی) مستلزم شناخت این پدیده است، لذا، اطلاع از میزان گستردگی فقر حاکم بر جامعه و توزیع فضایی آن از مسائل مهم در تدوین برنامههای کاهش فقر بهشمار میرود.هدف پژوهش: هدف از این پژوهش تحلیل فضایی فقر در سکونتگاههای روستایی شهرستان میاندوآب میباشد. روش تحقیق: تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی و جهت گردآوری اطلاعات از مطالعات کتابخانهای و میدانی استفاده شد. قلمرو مکانی، روستاهای شهرستان میاندوآب میباشد که طبق سرشماری سال 1395، دارای 125893 نفر جمعیت، 37637 خانوار روستایی و 189 روستای دارای سکنه است که با توجه به تعداد زیاد روستاها، براساس فاکتورهای دوری و نزدیکی، موقعیت طبیعی و تعداد خانوار، 20 درصد روستاها بهعنوان روستاهای نمونه انتخاب شدند. حجم نمونه براساس فرمول کوکران، 313 سرپرست خانوار روستایی ساکن در روستاها تشکیل میدهند. جهت تجزیهوتحلیل دادهها و اطلاعات از تحلیل تصمیمگیری چند معیاره کوپراس ، تحلیل خوشهای K و آماره مورن I استفاده شد. نتایج: از بین 38 روستای نمونه در سطح شهرستان، تعداد 17 روستا معادل 74/44 درصد روستاها در خوشه «فقر خیلی شدید» قرار دارند و از نظر کشاورزی، تأمین خدمات، اشتغال مولد، درآمد، مشارکت، امنیت، تخریبمحیطی و ... مردم این روستاها با مشکلات متعددی روبهرو هستند و اغلب این روستاها در بخش باروق قرار گرفتهاند. همچنین، روستاهای لالهلو، قطارداش و قورقچی بهعنوان فقیرترین روستاهای شهرستان میاندوآب شناخته شده و فقر روستایی الگوی فضایی خوشهای و متراکمی را بر اساس آماره مورن I در سطح شهرستان به نمایش گذاشته است.نوآوری: مهمترین نوآوری تحقیق کمی کردن فقر روستایی و تحلیل فضایی در سطح شهرستان میاندوآب با استفاده از تکنیک کوپراس و تحلیلهای آماری دیگر.