تحلیل کارکرد گفتمانی اسطوره در ابرروایت هم‌پیوندی نظم سیاسی با نظم کیهانی با الگوی برتر اشه با رویکردی نشانه ـ معناشناختی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایرانحسین .

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.

4 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.

5 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.

doi
10.48311/LRR.16.6.1
چکیده

در نشانه–معناشناختی، نشانه گونه‏ای منعطف، سیال، پویا، تغییر‌پذیر، متکثر و چند بعدی است. همۀ این‌ها معنا را تعاملی، فرایندی، تحول‏پذیر، پویا و چند‌وجهی می‏سازند. از این دیدگاه، نشانه–معناشناختی نویدی است برای شناخت چگونگی کارکرد، تولید و دریافت معنا در نظام‌های گفتمانی، زیرا فرایند معناسازی خود تحت نظارت و کنترل نظامی گفتمانی قرار دارد و دارای سطوح مختلفی است تا بتوان، با توجه به وسعت حضور نشانه ـ معناها، کارکردهای متفاوت معنایی آن‌ها را ارائه داد. کارکرد‏های مختلفی با توجه به حضور نشانه ـ معناها در گفتمان وجود دارد که، مهم‌ترین آن‌ها عبارت است از: کارکرد مقاومتی، ممارستی و مماشاتی که مبنای شکل‌گیری بسیاری از گفتمان‌ها به‌شمار می‏روند. از این دیدگاه، نظام اسطوره‏ای، نظام نشانه ـ معنایی است که چارچوبی کیهان‌شناسانه و ادراکی برای تبیین پدیده‏های پیرامون انسان ارائه می‏دهد که دقیقاً در کارکرد ادراک معنایابی و تفسیر آن نوعی نگاه به جهان مطرح است که به ایجاد نوعی التفات به جهان می‏انجامد که متأثر از زیست جهان انسان‌ها شکل گرفته است. در این پژوهش مسئلۀ مهم این است که نظامی جهت تبیین جهان‌بینی و ایدئولوژی اسطوره‌ا‏ی خود از چه شگردها و راهکار‏هایی  بهره برده است؟ همچنین کارکرد‏های ویژۀ اسطوره در گفتمان هفت پیکر چیست؟ این پژوهش نشان می‏دهد در هفت پیکر نظامی، تحلیل ویژگی کارکرد اسطوره‏ایِ مقاومت، ممارست و مماشات گفتمانی از دیدگاه نشانه ـ  معناشناختی جهت تبیینِ شرایط شکل‌گیری و استعلای معنا، قلمرو‏های گفتمانی براساس قدرت‌ها و انرژی‌‏های اسطوره‏ای که به آن‌ها تزریق می‏شود، پیوسته بازپردازی می‏شوند و در گونه‏های مقاومت اسطوره‌ای، استعلایی، پدیدارشناختی و هویتی نقش‌آفرینی می‏کنند و مقاومت اسطوره‏ای در مسیر استعلا قرار می‏گیرد.