رنج زمین؛ نگاهی به مبنا و سرنوشت حق زارعانه در نظام حقوقی ایران
نویسندگان
1 دکتری، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 استادیار، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
doi
10.48308/jlr.2023.224786.2061چکیده
شناخت دقیق حقوق افراد در یک نظام حقوقی به دلیل مسائل گوناگون ازجمله: تورم قانون و ... به راحتی امکانپذیر نیست. یکی از این حقوق، «حق زارعانه» است که به دلیل فقدان هرگونه نص صریح قانونی، اوصاف، کارکرد، مبنا و همچنین سرنوشت آن مبهم مانده است. همین موضوع سبب شده است تا محاکم در رسیدگی به دعاوی با این موضوع با آرای متفاوتی فصل خصومت نمایند. در این مقاله با نگاهی به مبنای واقعی حق زارعانه تلاش شده است تا ضمن تحلیل نظریات و نگاهی متفاوت به موضوع، مبنا و سرنوشت این حق در نظام حقوقی کنونی بررسی شود. حاصل آنکه، حق زارعانه یکی از حقوق زارعین صاحب «نسق» در اراضی زراعی بوده که ریشه در سنت و عرف قدیم کشاورزی جامعۀ ایران داشته است. با انجام اصلاحات ارضی حق زارعانه به «حق تملک» زمین تبدیل شده و ارتقا یافته است و در شرایط امروزی، چنین حقی دیگر موجودیت ندارد و افرادی که ادعای «تضییع و انکار» چنین حقی را در اراضی دیگران دارند، میبایست تنها در فرآیند مقررات «اصلاحات ارضی» و مشخصاً مادۀ واحدۀ مصوبۀ مجمع تشخیص مصلحت نظام درخصوص «تعیین تکلیف باقیماندۀ قراء مزارع و املاک مشمول قانون اصلاحات ارضی مصوب 1370» حقوق خود را استیفا نماید.