الگوی برآیندی اثربخشی آموزش زبان خارجی بر ارتقای سرمایۀ اجتماعی معلمان آموزشوپرورش استان تهران: رویکرد پدیدارشناسی تجربی
نویسندگان
1 استاد دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران
2 استادیار دانشگاه فرهنگیان، تهران
doi
10.22059/jscm.2022.341806.2284چکیده
با مطالعة گزارههای بومی و جهانی، اهمیت سرمایة اجتماعی در حلوفصل چالشهای تعلیم و تربیت در دورة پساکرونا رخ مینماید. در بیشتر این نوشتارها بر نقش فزاینده و کاهندة سرمایة اجتماعی بر جامعة آموزشی صحه گذاشته شده است. نگاره پیش رو از زاویهای نو به این پدیده نگریسته و در پی واکاوی اثر آموزش زبان بر ارتقای سرمایة اجتماعی معلمان برآمده است. در این راه، همراه با پارادایم تفسیری و استراتژیهای تحقیق کیفی، با تکیه بر روش پدیدارشناسی تجربی (ون مانن)، به دنبال درک عمیق و ساختاری از اثر فزایندة آموزش زبان خارجی بر سرمایة اجتماعی معلمان بودیم. فرض بر آن بود که معلمان در اثر برخورداری از درونمایههای (دانشی، مهارتی، و نگرشیِ) یادگیری زبان خارجیـ از مجموعه مؤلفههای در دسترسـ در ارتقای سرمایة اجتماعی خود و مخاطبان بهره میگیرند. برای گردآوری دادهها، یازده نفر از معلمان شاغل در استان تهران برگزیده شدند و در پاسخ به پرسشنامه و حضور در مصاحبة نیمهساختاریافته مشارکت کردند. به منظور اعتبارسنجی دادهها، با نمونهگیری هدفمند، از نظر 9 استاد صاحبنظر در امر تربیت معلم، برای تحصیل اشباع نظری، بهره گرفتیم. سپس، دادههای گردآوریشده مکتوب، کدگذاری، و تحلیل شد. ناظر بر تحلیل دادهها، «الگوی برآیندی اثربخشی آموزش زبان خارجی بر ارتقای سرمایة اجتماعی معلمان» در سه مقولة اثرپذیری دایرة فردی، اثرپذیری دایرة گروهیـ سازمانی، و اثرپذیری دایرة اجتماعی و فراسازمانی همراه با 18 موضوع اصلی و مجموع 57 موضوع فرعی به دست آمد. بر اساس برآیند تحلیل، آثار مستقیم و غیرمستقیم آموزش و یادگیری زبان خارجی بر تقویت سرمایة اجتماعی معلمان در پنج قلمرو: 1. ارتقای مشارکت علمی و فرهنگی؛ 2. توسعة شبکة اجتماعی؛ 3. تقویت احساس امنیت فردی و گروهی و ملی؛ 4. خودگامی در توانمندسازی و ارتقای هویت فردی و حرفهای؛ و 5. ارتقای سطح آگاهی و شناخت میانفرهنگی و فراملی پدیدار شد. بر اساس تجربة بهدستآمده، پیشنهاد میشود برای جبران چالشهای آموزش در دورة همهگیریـ بهویژه در حوزههای آموزش نومعلمان و آموزش ضمن خدمتـ آموزهها و ملاحظات آموزش زبان خارجی ناظر بر تقویت و ارتقای سطح سرمایة اجتماعی معلمان دیده شود و در سطوح برنامهریزی، سیاستگذاری، و تحول برنامة درسی نیز لحاظ شود.