تبیین و تحلیل نظامیافتهی موانع اجراییسازی اسناد توسعه صنعتی ایران (رویکرد مدلسازی نرم)
نویسندگان
1
2 دانشگاه آزاد اسلامی
3 دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22034/jmi.2026.546250.3241چکیده
علی رغم تأکید اسناد بالادستی متعدد، شکاف معناداری بین اهداف پیش بینی شده و عملکرد واقعی بخش صنعت ایران (با نرخ رشد متوسط ۱.۵٪ در دهه ۱۳۹۰) وجود دارد. این پژوهش با هدف تحلیل نظاممند موانع اجرایی اسناد توسعه صنعتی ایران و تبیین روابط سلسله مراتبی و علّی بین آنها انجام شده است. این تحقیق از نوع کاربردی و با رویکرد ترکیبی (کیفی-کمّی) انجام شده است. در گام اول، با به کارگیری روش تحلیل مضمون و مطالعه اسناد و مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۸ خبره، موانع اصلی شناسایی شد. در گام دوم، از روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) و تحلیل MICMAC استفاده گردید و دادههای لازم از پرسشنامه مقایسه زوجی توسط ۱۵ خبره جمعآوری و تحلیل شد. بر اساس یافتهها، ۶ مانع اصلی شناسایی شد. تحلیلهای ISM و MICMAC نشان داد که مانع «عدم تعامل مثبت سیاستگذاران و ذینفعان» به عنوان یک متغیر مستقل و پایهای، تأثیرگذارترین عامل بر کل سیستم است. این مانع در پایهترین سطح مدل قرار گرفت. در مقابل، موانعی مانند «عدم اجماع در چشمانداز» و «مشخص نبودن نهاد متولی» به عنوان متغیرهای وابسته و سطح بالا شناسایی شدند. نتیجهگیری کلی حاکی از آن است که مسئله اصلی، محتوای اسناد نیست، بلکه ضعف در «حکمرانی» و «بستر نهادی» اجرای آنهاست. حل سایر موانع بدون توجه و رفع این مانع کلیدی و ریشهای (عدم تعامل مثبت سیاستگذاران و ذینفعان)، دشوار یا غیرممکن خواهد بود. این مطالعه پیشنهاد میکند تمرکز اصلی سیاستگذاران باید بر ایجاد سازوکارهای نهادی دائمی برای بهبود تعامل، اعتمادسازی و مشارکت فعال تمام ذینفعان قرار گیرد.