«فیلسوف ضد فلسفه» بررسی و نقد آراء «ریچارد رورتی» دربارﺓ‌ فلسفه

نویسندگان

1 استادیار علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد

doi
چکیده

از نظر رورتی، فلسفه به معنای جستجوی عینیت ابزاری بود که در دوران روشنگری به کمک غربیان آمد تا از نگرش‌های مذهبی قرون وسطی رهایی یابند؛ و حال که آن مقصود محقَّق شده است، باید از فلسفه و جزمیت‌های آن رهایی یافت. رورتی با نقد بنیان‌گرایی در فلسفة غرب مدعی است که نمی‌توان نظامی فلسفی بر بنیان‌های قابل قبول برای همگان بنیاد نهاد، و سپس به استنتاج هنجارهای اخلاقی از آن مبادرت ورزید. فلسفه هیچ کمکی به تفکیک سره از ناسره در عرصة‌ اخلاق و سیاست نمی‌کند. اعتبار ارزش‌های اخلاقی و سیاسی در عمل و آنگاه که به تسهیل زندگی انسان‌ها و همزیستی ایشان مدد رسانند آشکار خواهد شد. تنها کاری که از فلسفه می‌توان انتظار داشت آن است که شهودات اخلاقی رایج در یک جامعه را به شکلی نظام‌مند خلاصه کند، به توجیه عملی بپردازد که ما یا موکّلانمان تصمیم به انجام آن گرفته‌ایم، داوری‌های ما در حوزه‌های مختلف معرفت را با هم سازش دهد، و در نهایت آنکه پیامد تلفیق اندیشه‌های مختلف را پیش‌بینی کند. ‌اما این پرسش مطرح می‌شود که آیا رورتی با کنار گذاردن فلسفه از امر توضیح و تبیین ارزش‌های اخلاقی و سیاسی، ما را از ابزار تحلیلی ارزشمندی برای تشخیص کاستی‌ها و نابرابری‌های موجود در عملکرد یک جامعه محروم نساخته است؟