روان‌شناسی اسلامی: تحلیلی فلسفی و نقادانه

نویسندگان

1 گروه فلسفه، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.30465/srs.2023.43930.2041
چکیده

مقالۀ حاضر تلاشی است در جهت تحلیل فلسفی و نقادی «روان‌شناسی اسلامی». دعوی مقاله آن است که آنچه امروزه در ایران روان‌شناسی اسلامی خوانده می‌شود مفهومی بیش از حد فراگیر، مبهم، و درهم‌آمیخته است. هدف آن است که ذیل آن حیطه‌های نسبتاً مجزایی را تشخیص دهیم. عده‌ای از این عنوان، نوعی علم دینی را استنباط می‌کنند و به معنایی مشابه »اقتصاد اسلامی» آن را «روان‌شناسی اسلامی» می‌خوانند. در مقاله، از منظری فلسفۀ علمی، این برداشت از روان‌شناسی اسلامی نقد می‌شود. برخی دیگر مطالعه‌ی روانشناسانه‌ی اسلام را در نظر دارند که با این برداشت می‌توان آن را ذیل «روانشناسی دین» گنجاند و آن را «روان‌شناسی اسلام» خواند. در مقاله برخی پبشنهادها برای کار در این حوزه عرضه می‌شود. دسته‌ای نیز به وجه تکنولوژیک روانشناسی اسلامی اشاره، و آن را به عنوان نوعی روان‌شناسی مذهبی درنظر دارند. در این مقاله پنج معنای متفاوت از «روان‌شناسی اسلامی» معرفی می‌شود. دعوی مقاله آن است که عدم توجه به این تفکیک‌ها از علل اصلی ابهام‌های فراوانِ موجود در «روان‌شناسی اسلامی» است و توجه به آنها می‌تواند به پژوهش‌گران علاقمند به این حوزه کمک کند تا جایگاه پژوهش خود را در گستره‌ی روابط متنوعی که میان روان‌شناسی و دین وجود دارد شناسایی کنند.