جذب و اجرای معاهدات بین المللی در نظام حقوقی افغانستان
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشجوی دکتری، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران. (نویسنده مسئول) faz_ahmadi@sbu.ac.ir
doi
10.52547/jlr.2023.226704.2160چکیده
وجود روابط معاهداتی میان دولتها از مستلزمات مبرم جامعۀ بینالمللی به شمار میرود. از همین رو، دولتها خواسته یا ناخواسته به تعدادی زیادی از معاهدات بینالمللی ملحق میشوند؛ معاهداتی که چالشها و امتیازات هنگفت را برای هریک از طرفین بهبار میآورد. الحاق به معاهدات امری آسان و سهل است؛ اما اجرای مفاد معاهدات مطابق با مقتضای زیست بینالمللی و عدم تعارض با قوانین داخلی، همواره مسئلهساز است. بهمنظور عدم تعارض و نقض معاهدات، دولتها مکلفاند سازوکارهایی را در نظام حقوقی داخلی خویش بیندیشند تا معاهدات مانند قوانین داخلی هر دولت در همۀ نهادهای دولتی و غیردولتی به اجرا درآید. افغانستان با درک نیاز به روابط معاهداتی به بسیاری از معاهدات بینالمللی ملحق شده است و در زمینۀ اجرای مفاد معاهدات سازوکارهایی را در قانون اساسی و قوانین عادی خود نیز پیشبینی کرده است. اما با آنکه سازوکارهای پیشبینیشده نشان از آن دارد که دولت افغانستان در مسیر زیست بینالمللی درحرکت بوده و تمام راهکارهای اجرایی معاهدات بینالمللی را در نظام حقوقی داخلی خویش تدوین نموده است، عملاً مفاد این معاهدات به صورت درست اجرا نمیشود و دادگاههای داخلی به مقررات معاهدات استناد نمیکنند، ازاینرو مقررات معاهدات نقض میشود. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی در پی راهحل مشکل نقض مقررات معاهدات و عدم اجرای آنها و تبیین راههای معقول اجرای معاهدات در نظام حقوقی افغانستان است. یافتههای نگارنده نشان از آن دارد که نظام حقوقی افغانستان دچار یک مشکل نرماتیو است؛ زیرا جایگاه معاهدات در این نظام حقوقی بهگونهای روشن مشخص نشده و همچنین مشکل در نحوۀ پذیرش و اجرای مقررات و تعارض تعهدات قراردادی با مبانی قوانین داخلی نهفته است.