جایگاه حق فرهنگی در فقه مذاهب اسلامی (مطالعه موردی حق تعلیم و تعلّم و حق آزادی عقیده)

نویسندگان

1 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه سیستان و بلوچستان

2 دانشیار دانشگاه تهران

3 استاد دانشگاه تهران

doi
10.22034/fm.2022.168974
چکیده

در نگاه مذاهب اسلامی، هر حقی که باعث رشد فکری بشر شده و شکل­‌دهنده هویت و شخصیت او باشد و موجب تعالی روحی و معنوی وی گردد، در زمره حق فرهنگی قرار می­‌گیرد. در پژوهش پیش رو حق فرهنگی از نظر فقهای مذاهب اسلامی کنکاش و واکاوی شده است و از این­‌رو پرسش اساسی که به دنبال پاسخ آن هستیم این است که منشأ مشروعیت حق فرهنگی از منظر فقهای مذاهب اسلامی چیست؟ و بر چه اساسی قابل توجیه است؟ و اینکه تفاوت دیدگاههای مذاهب اسلامی در ترسیم و تبیین مصادیق حق فرهنگی از قبیل حق تعلیم و تعلّم و حق آزادی دین و عقیده چه میزان است؟ لذا هدف از نوشتار حاضر تبیین نوع نگرش مذاهب اسلامی، به مسئله حق فرهنگی و مهم‌ترین مصادیق آن یعنی حق تعلیم و تعلّم و حق آزادی دین و عقیده است. از مهم‌ترین نتایج به­‌دست­‌آمده اینکه حق فرهنگی باعث تعالی روحی و معنوی انسان گردیده و فقهای مذاهب اسلامی با توجه به اهمیت این حق اساسی، احکام خاصی را برای مصادیق این حق استنباط نموده­‌اند، از جمله اینکه از منظر فقهای مذاهب اسلامی، اصل اولیه در خصوص آزادی دین و عقیده، بر عدم جواز اکراه است مگر اینکه اکراه مشروع باشد، مانند اکراه مرتد به بازگشت به دین اسلام. پژوهش حاضر از نوع توصیفی ـ تحلیلی بوده و به روش کتابخانه­‌ای انجام شده است.