زندان زدایی از منظر فقه مقارن
نویسندگان
1 استاد گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشجوی دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد
3 دانشیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد
doi
چکیده
قرار گرفتن زندان در رده مجازات اصلی، بهمرور زمان بهجایگاهی رسیده که نهتنها به اهدافی که قرار بود زندان آنها را برآورده سازد، نائل نیامد، بلکه خودش به معضلی بالاتر مبدل گردیده و باعث چالشهای متعددی برای زندانیان، خانوادههای آنان و دولتها شده است. پژوهش حاضر متمرکز بر زندانزدایی از منظر فقه مقارن است و با روش توصیفی ـ تحلیلی و روش جمعآوری اطلاعات کتابخانهای و اسنادی انجام شده است. ثمره بارز این رویکرد نظریه جدیدی برای کاهش جمعیت روزافزون محابس و جلوگیری از مفاسد و پیامدهای زندانسازی و زندانی نمودن خواهد بود. بر اساس یافتههای این پژوهش، میتوان برای حبس معنای وسیعی در نظر گرفت که شامل تحت مراقبت قرار دادن شخص نیز میگردد که آن را «حبس به معنای اعم» نامیدیم. از طرفی با توجه به اینکه «حبس به معنای اخص» (محصور کردن در مکانی مشخص) موجب ضرر شده و بر خلاف سلطنت بر نفس و نیز اصل شخصیبودن مجازات بوده و نهتنها نوعاً منجر به تحقق اهداف و حکمتهای مطلوب شارع نمیگردد، بلکه برعکس، آثاری خلاف آن داشته و ناکارآمدی خود را در عمل نشان داده است و میتوان «عدم مشروعیت» را بهعنوان یک حکم و اصل اولی در مورد آن پذیرفت. بر این اساس، اگر احیاناً در مورد خاصی در ادله شرعی به مجازات حبس تصریح شده باشد ضروری است در صورت تخییری بودن، بدل آن مورد توجه قرار گیرد و در صورت تعیینی بودن، سایر مصادیق آن نظیر مراقبت با ابزار و ادوات جدید مورد توجه قرار گیرد (حبس به معنای اعم)؛ مگر موارد نادری که اقتضای قطعی دلیل، حبس به معنای اخص بدون در نظر گرفتن کارکرد آن باشد.