ازدواج بیمار در فقه مذاهب اسلامی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه یزد

2 دانشیار گروه فقه و حقوق اسلامی دانشگاه یزد

3 دانشیار گروه فقه و حقوق اسلامی دانشگاه یزد

doi
چکیده

ازدواج شخص بیمار منجر به فوت و آثاری که بر آن مترتب می‌شود از مسائل اختلافی بین امامیه و اهل­‌سنت است. بررسی تطبیقی آراء فقها در این زمینه بیانگر آن است فقهای امامیه در ازدواج مرد بیمار، برای جلوگیری از ضرر رساندن زوج به وراث و ترتب آثار بر ازدواج وی، نزدیکی را شرط صحت ازدواج و ترتب آثار مهریه و ارث بر آن قرار داده­‌اند و در صورت عدم نزدیکی و فوت بیمار، عقد نکاح را باطل می‌دانند ولی مراد، بطلان حقیقی نیست، بلکه مراد آن است که احکام عقد نکاح مثل مهریه، ارث و عده وفات بر آن مترتب نخواهد شد؛ چرا که اگر مراد از بطلان، بطلان حقیقی باشد، خلف و دور لازم می‌آید. این در حالی است که فقهای امامیه صحت ازدواج زن بیمار و ترتب آثار عقد نکاح بر آن را مشروط به نزدیکی ندانسته­‌اند. جمهور فقهای اهل‌سنت به­‌جز مالکیه، ازدواج مرد یا زن بیمار را مطلقاً (چه نزدیکی صورت گرفته باشد، چه نگرفته باشد) صحیح دانسته و در صورت فوت زوج بیمار معتقدند زوجه مستحق دریافت مهرالمسمی و ارث است و زوج نیز در صورت فوت زوجه بیمار مستحق ارث است، فقهای مالکیه از مذاهب اهل­‌سنت، بین موردی که زوجه از بیماری مرد آگاه باشد و موردی که آگاهی نداشته باشد، قائل به تفصیل شده و معتقدند گرچه در هر دو مورد عقد ازدواج باطل است ولی در صورت عدم آگاهی، زوجه می‌تواند پس از بهبودی زوج از بیماری، مهریه خود را دریافت نماید.