مقایسۀ دیدگاه غیاث‌الدین دشتکی و جوادی آملی دربارۀ عوامل سلوک با نگاه مبناشناختی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه فلسفه و کلام اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

2 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

3 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

doi
10.22108/coth.2025.142009.1914
چکیده

سالک در سلوک حقیقی با شناخت و معرفت صحیح و با راهنمایی مرشدی که خود طی طریق کرده، می­تواند به والاترین کمال خود که شهود ذات حق است، برسد. نوشتار پیش رو عوامل سلوک را با نگاه مبناشناختی از دیدگاه غیاث‌الدین دشتکی وجوادی آملی مقایسه می‌کند تا رابطۀ مبانی فلسفی و روش‌های سلوک و همچنین، رابطۀ میان آرای دو اندیشمند را بررسی کند. این پژوهش از نظر روش توصیفی - تحلیلی است. دشتکی مراتب سلوک را در قالب مقاماتی مانند عزم و اصولی مانند زهد و تفکر و متممات سلوک مانند توحید، اتحاد و وحدت برمی­شمارد. در سوی دیگر، جوادی آملی از فقر، ولایت و... به عنوان عوامل سلوک، از سفرهای چهارگانه به عنوان مراحل سلوک و از شهود، وحدت و فنا به عنوان غایت سلوک نام برده است. با مقایسه بین روش‌های سلوک و مبانی، دیده می­شود عوامل سلوک از دیدگاه این دو اندیشمند تحت تأثیر اندیشه‌های ایشان در هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و انسان‌شناسی آنها هستند. این دو دیدگاه با وجود شباهت­های زیادی که نشان­دهندۀ تأثیرپذیری احتمالی هستند، در بعضی موارد تفاوت دارند، از جمله تأکید جوادی آملی بر عقلانیت و جنبۀ اجتماعی عرفان در آثار او.