نقش شواهد خصوصی در گریز از توقف داوری معرفتی (لاادری‌گرایی) در رابطه با وجود خدا

نویسندگان

1 استادیار گروه کلام، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، تهران، ایران

doi
10.22108/coth.2025.146370.2023
چکیده

بنا بر رویکرد قرینه‌گرایانه، موضع نهایی در برابر گزاره‌ها حاصل هم‌آوردی قرائن موافق و مخالف است و توجیه گزاره از مسیر تعیین تکلیف همۀ قرائنِ در دسترس می‌گذرد. برخلاف خداباور و خداناباور که قرینه را در نهایت به سود باور خود می‌دانند، لاادری‌گرا قرینه را بی‌طرف می‌انگارد که این امر یا ناشی از ابهام در اصل چیستی قرینه، ناکامی تک‌تک قرینه‌های در دسترس در فرایند اثبات مدعا، یا تکافؤ و هم‌وزنی آنهاست که این عوامل، داوری معرفتی دربارۀ این مسأله را متوقف می‌کنند. مقصود از قرینه در این مسأله معمولاً قرینۀ عمومی است که همگان امکان دسترسی به آن را دارند. گاه اتفاق می‌افتد که قرینه‌ای خصوصی و غیرقابل اشتراک‌گذاری به نفع یک طرف گزاره محقق می‌شود. حال باید دید آیا این قرینه توان مقابله با قرینۀ عمومی و برتری بر آن را دارد و توقف داوری معرفتی را برطرف می‌کند یا خیر. اعتبار شواهد خصوصی هم در حالت عادی و هم در حالت تعارضِ با شواهد عمومی محل اختلاف است. طبق یافتۀ این پژوهش، این شواهد در معضلات معرفتی که فرد به سمت لاادری‌گرا شدن پیش می‌رود، معتبر و کارآمد هستند؛ اما به دو شرط: (1) بر اعتبار معرفتیِ آنها دلایلی اقامه شده باشند (وجود شاهد بر شاهد)؛ (2) قوت شواهد عمومیِ معارض به حدی نباشد که تقارن نامأنوسی بین آنها شکل گیرد. آنگاه برای گریز از توقف داوری معرفتی که ـ جایگاهی استوار و حالتی پسندیده در معرفت‌شناسی نیست ـ این شواهد مؤثر خواهند بود و باور متعلق خود را اثبات خواهند کرد.