بازنگری فلسفی مفهوم وحدت کیهان با تأکید بر دیالکتیک عقل و ماده در جهان‌شناسی رواقی

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفۀ دین، گروه فلسفه، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران

3 استادیار گروه فلسفه، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران

doi
10.22108/coth.2025.144607.1971
چکیده

در جهان‌بینی رواقی، طبیعت نه‌ فقط تمامی پدیده‌های جهان فیزیکی را شامل می‌شود، به ‌عنوان نظمی عقلانی و هدفمند، بنیان وحدت کیهانی را شکل می‌دهد؛ اما اینکه چگونه، جای تأمل دارد. دربازخوانی متون کلاسیک رواقی و تحلیل فلسفی آن، روشن می‌شود طبیعت شبکه‌ای منسجم است که ازلوگوس سرچشمه می‌گیرد. لوگوس به‌ عنوان نیروی عقلانی حاکم، تمامی موجودات را در چارچوبی از قانونمندی و هماهنگی متقابل قرار می‌دهد. در چنین نگرشی، طبیعت تجلی خردی جهان‌شمول و مشیتی است که نظم کیهانی را تضمین می‌کند؛ نظمی که بر پایۀ رابطه‌ای علّی، چارچوبی ایجاد می‌کند که در آن، همه چیز هدفمند و هماهنگ عمل می‌کنند. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که طبیعت در نظام رواقی، صرفاً نیرویی ایستا نیست، بلکه نقشی فعال در هدایت و تنظیم تعامل میان تمامی اجزای کیهان دارد؛ زیرا کیهان دارای سلسله‌مراتبی منظم است و هر موجود درجایگاه خاص خود و در چارچوبی از هماهنگی کلی با سایر اجزا قرار دارد. طبیعت در این دیدگاه، نیرویی کل‌نگر و سامان‌دهنده است که همۀ عناصر جهان را در مسیری مشترک به سوی کمال و تحقق غایت نهایی سوق می‌دهد. از این ‌رو، طبیعت نیرویی حیات‌بخش و عقلانی است که به واسطۀ لوگوس، اجزای کیهان را به یک کلیت واحد پیوند می‌دهد. این انسجام فراگیر، جهان را به سیستمی منظم و عقلانی بدل می‌کند که در آن هیچ رویدادی بی‌هدف نیست و تمامی اجزا در خدمت حفظ وحدت کیهانی قرار دارند.