بررسی دیدگاه فیلسوفان مسلمان پیرامون خودگرایی روانشناختی (ذاتی)

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

doi
10.22108/coth.2024.141692.1903
چکیده

خودگرایی روانشناختی به این معنا است که غایت تمام افعال انسان، خودش است و محال است انسان کاری را ذاتاً به هدف رساندن نفعی به دیگران انجام دهد. در این مقاله اثبات می‌شود قاعدۀ «بازگشت غایت به فاعل» که فیلسوفان مسلمان پذیرفته‌اند، به‌نوعی پذیرش خودگرایی روانشناختی است. سپس در مرحلۀ بعد این دیدگاه، نقد و روشن می‌شود گرچه غایت بسیاری از کارهای انسان، نفعی است که به خودش می‌رسد (نفع دنیوی یا اخروی)، به لحاظ عقلی، انجام کاری ذاتاً به هدف دیگران را نمی‌توان محال عقلی دانست. دربارۀ خداوند نیز می‌توان خودگرایی و دگرگرایی ذاتی را به این معنا مطرح کرد که آیا غایت تمام افعال خداوند ذاتش است یا اینکه ممکن است خداوند فعلی را به غایتی غیر از ذاتش انجام دهد. بر اساس این معنا، در این مقاله تبیین می‌شود فیلسوفان مسلمان نوعی خودگرایی ذاتی را نسبت به خداوند قبول کرده‌اند و بر این اساس، غایت فعل الهی را اصالتاً ذات الهی دانسته‌اند. این انگاره نیز در این مقاله، تبیین و بدین صورت نقد شد که هرگز محال نیست فعل خداوند غایتی خارج از ذات داشته باشد که نفع آن ذاتاً به مخلوقات برسد. این مقاله با روش تحلیلی - انتقادی، دیدگاه فیلسوفان مسلمان درباره خودگرایی ذاتی (روانشناختی) دربارۀ خدا و انسان را تبیین و بررسی و نقد می‌کند.