نقد و بررسی رهیافت پاپ ژان پل دوم نسبت به نقش انتخاب اساسی در کمال انسان
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه علوم و فنون دریایی، خرمشهر، ایران
2 دانشیار، گروه ادیان، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی ره، قم، ایران
doi
10.22108/coth.2025.140181.1871چکیده
نظریۀ گزینۀ اساسی یکی از نظریه های مرتبط با سعادت انسان است که مدعی است رویکرد کلی به سوی خیر نشاندهندۀ کمال و موقعیت روح انسان در نزد خداست و گناهان نمی توانند در گزینۀ اساسی تغییر ایجاد کنند؛ اما پاپ ژان پل دوم با وجود پذیرش گزینۀ اساسی، لوازم آن را نمی پذیرد. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با استناد به متون معتبر مذهب کاتولیک و بیانات پاپ درصدد است تا رهیافت ایشان نسبت به نقش گزینۀ اساسی در کمال انسان را نقد و بررسی کند. نتایج بهدستآمده عبارتاند از پیروی از مسیح، تعهد به پایبندی به اصول بنیادین، تأثیر عقل و اختیار در کمال و مبانی پاپ در پذیرش گزینۀ اساسی به عنوان تعهد. پاپ اشکالاتی از جمله نادیده گرفتن اختیار، برداشتن مسئولیت اخلاقی، نسبیگرایی اخلاقی، ازخودبیگانگی و ناهماهنگی با آموزه های بنیادین را بر این نظریه وارد و همچنین، استدلال اساسی این نظریه را رد میکند. رهیافت پاپ دارای ملاحظاتی از جمله نادیده گرفتن آثار بسیاری از گناهان، عدم قطعیت قضاوت های وجدان، نقص در پاسخ به استدلال، ناسازگاری از پیش تعیینشدگی با مسئولیت اخلاقی و عقل و اختیار، انعطافناپذیری در مسائل جدید و بی ثمر بودن این نظریه در اخلاق است که عدم توفیق رهیافت پاپ را در جمع کردن میان مبانی خویش و این نظریه نشان میدهد