بررسی مقایسه ای دیدگاه احمد غزالی و ژان لوک ماریون درباره عشق
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری الهیات (تصوف و عرفان اسلامی)، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
2 دانشیار گروه الهیات (تصوف و عرفان اسلامی)، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
3 دانشیار گروه الهیات (تصوف و عرفان اسلامی)، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
doi
10.22108/coth.2023.137065.1810چکیده
این نوشتار با روش توصیفیتحلیلی به مقایسۀ اندیشه احمد غزالی و ژان لوک ماریون دربارۀ عشق میپردازد. با وجود تفاوتهای بین این دو اندیشمند در زمینه فکری و زمانه، محتوای اندیشۀ آنها از جهاتی شباهت دارد. غزالی در نگارش سوانحالعشاق از روش تأویل برای کشف رموز صوفیه استفاده میکند و ماریون نیز با بهرهگیری از پدیدارشناسی هایدگر، زوایایِ پنهانِ رویدادِ عشق را بیان میدارد. برحسب اینکه برخی مستشرقین مثل هانری کربن، روش پدیدارشناسی در سنت غربی را با روش تأویلگرایانه یا کشفالمحجوب عرفای مسلمان در یک راستا میدانند، به نوعی همافق کردن رویکرد پدیدارشناسانه ماریون و تأویلگرایی غزالی توجیه میشود. این دو متفکر از اشتراک معنوی مفهوم عشق سخن میگویند و عشق را به مجازی و حقیقی تقسیمبندی نمیکنند؛ بنابراین، غزالی و ماریون عشق را، خواه در ارتباطات انسانی و خواه در ارتباط با خداوند، به یک معنا میدانند. هدف اصلی ماریون، فراروی از غلبه متافیزیک بر الهیات و نفی نگرش مفهومی و بُتگونه دربارۀ خداوند است و غزالی نیز با تأویل تجربه زیسته عارفان، از حصار تنگ مفاهیم فلسفی عبور و از زبان تمثیل و رمز برای تبیین موضوع عشق استفاده میکند.