تبیین و الگوهای آن در دینپژوهی
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشجوی دکتری فلسفه غرب، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22108/coth.2020.121350.1377چکیده
هدف نهایی علم، پیشبینیِ آینده است و پیشبینی بدون تبیین ممکن نیست. تبیین علمی، بیان علت یک پدیدار در پرتو یک قانون علمی است. تبیین در علوم انسانی یک مسئلۀ دامنهدار و پرچالش است و نظریههای متعددی در اینباره مطرح شده است. عمدهترین راهبردهای تبیین در علوم انسانی، طبیعتگرایی و ضدطبیعتگرایی است که سه الگوی علّی (علتکاو)، استدلالی (دلیلکاو) و تفسیری را به میان آوردهاند. مسئلۀ نوشتار حاضر، مطالعه و نقد اخذ هر یک از این الگوها در دینپژوهی است و تلاشی در راستای طراحی و بازتعریف الگویی جدید برای تبیین در مطالعات دینی است. راهبرد اساسی در تبیین پدیدارهای دینی، کثرتگرایی روششناختی است که بر اساس آن، لازم است میان سه مفهوم پارادایم، رهیافت و روش در دینپژوهی تمایز قائل شد. ارتباط میان این سه، بهنحو همکُنشانه است. تبیین، روشی است که بهمثابۀ یک ابزار در مقام سنجش و ارزیابیِ فرضیهها، به کارِ دینپژوه میآید. تبیین پدیدارهای دینی، بسته به نوع رهیافتِ ما تغییر میکند. رهیافتِ ما در مطالعۀ دینی، الگوی ما در تبیین را تعیین میکند. بر اساس این، رهیافتهای دینپژوهی به سه دسته تقسیم میشوند: تبیینخواه، دلیلخواه و تفسیرخواه. در همکُنشیِ پارادایم، رهیافت و روش است که باید الگوی مناسب را برگزید و به بیان چرایی پرداخت.