نظام نمودی و نمودگردانی در گویش لری بختیاری
نویسندگان
1 دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهیدبهشتی، تهران، ایران.
2 دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهیدبهشتی، تهران، ایران.
doi
10.22099/jill.2025.53207.1425چکیده
نمود یک مقولهی معناشناختی است که به شیوهی نگرش به ساختار درونی زمان در یک موقعیت اشاره میکند. در این پژوهش برآنیم تا ضمن بررسی نمود واژگانی بر اساس آرای وندلر (1957) و آزمونهای دوتی (1979) و جکندوف (1983) علاوهبر ارائهی نظام نمودی واژگانی لری بختیاری، به پاسخ پرسشهای زیر دست یابیم: 1. چه مؤلفههایی بر تعیینِ نوع نمود دستوری در لری بختیاری مؤثراند؟ 2. چگونه میتوان تأثیر بافت را بر تغییر نوع نمود (نمودگردانی) تبیین کرد؟ این پژوهش، توصیفیتحلیلی است. دادهها از طریق مصاحبه با گویشوران بومی لری بختیاری، جمعآوری شده است. گویشوران این پژوهش مجموعاً پنج نفر میباشند. علیرغم کفایت آزمونهای دوتی (1979) و جکندوف (1983) در برخی محمولها و تمیز انواع نمود از یکدیگر، عدم تبیین روشن و گاهی خلط انواع نمود مشاهده شد. ویژگیهای غایتمند و غیرغایتمند افعال و رفتار نمودی آنها، تابع بافت معنایی و کاربردشناختی است و میتواند منجر به تغییر طبقهی نمودی شود؛ بنابراین بهتر است غایتمند و غیرغایتمند بودن، به عنوان یک ویژگی در نظر گرفته شود تا یک طبقهی نمودی. علاوهبر این، ابزارهای صوری و معنایی مانند فعل کمکی «dâʃten» پیشوند «e» و قید «haj» استمرار عمل را نشان میدهند و گاهی به وقوع فعل در آینده یا در شرف تحقق آن دلالت دارند. با وجود بهکارگیری یک محمول مشترک برای برخی از کنشهای مختلف در بختیاری، نوع نمود نقش تعیینکنندهای در تشخیص نوع کنش ایفا میکند. این یافتهها بر ضرورت تحلیل جامع، بافتمحور و کاربردشناختی در شناسایی و طبقهبندی نمود افعال در لری بختیاری تأکید میکند.