روش تأویلی - تمثیلی فهم قرآن درعرفان و مذهب باطنیه
نویسندگان
1 استادیار گروه الهیات دانشگاه اصفهان
2 استادیار گروه ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
doi
چکیده
در مکتب عرفان و مذهب باطنیه1، از این جهت که برای آیات قرآن و کلمات آن، معانی باطنی قایلند، اعتقاد یکسانی وجود دارد. از این رو، هر دو طریق، برای کشف حقایق معانی قرآن کریم، روشی خاص را پاسخگو میداند؛ اما از لحاظ «روش شناختی» تمایز و اشتراکهایی در شیوه هرمنوتیکی دو نحله فوق وجود دارد که با مطالعه دقیق در متون و منابع آنان، این تمایز و اشتراکها روشن میگردد؛ با این بیان که در تأویل عرفانی سه ویژگی وجود دارد: الف) کشف مفهوم در بطن آیات؛ ب) تهذیب نفس برای دستیابی به کشف؛ ج) گذر از معانی حسی و راهیابی به معانی باطنی و روحانی. اما در نزد باطنیه مشخصههای اصل تأویل عبارت است از: الف) تعیین مصداقی مفاهیم کلمات قرآن؛ ب) تعلیم؛ ج) آزاد بودن و تردد معانی از حسی به روحانی و یا بالعکس از روحانی به معانی حسی. مقاله حاضر عهدهدار تبیین این ویژگیها و فرآیندهای روش شناختی این دو بینش است که با سیری در تبیین مفاهیم اصطلاحی، نظیر «مَثَل» و «تأویل» در آرای آنها شروع و در پایان، به وجوه اشتراک و تمایز در روش آن دو در تبیین قرآن کریم پرداخته شده است و سر انجام به داوری صحیح فهم متن اشاره گردیده است.