دگردوستی و سیاست: مطالعهای تطبیقی بین جان رالز و شهید مطهری
نویسندگان
1 استادیار مرکز مطالعات عالی انقلاب اسلامی دانشگاه تهران
2 دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی
doi
چکیده
دگردوستی با رواج ارزشهای اومانیستی رنسانسی، در مغربزمین به بوتۀ فراموشی رفت و با گسترش حوزۀ نفوذ غرب، به شرق هم راه یافت (تاریخچه) و به همین نسبت، اصل و مقایسه آن با فرهنگ دیگر، مورد توجه جدی قرار نگرفت (پیشینه). حقوق فرد در اندیشۀ سیاسی، زمانی معنا مییابد که تصوری از دیگری نیز داشته باشیم. تعامل بین حقوق فرد و نیازهای دیگری تحت عنوان دگردوستی یا عبارات و واژههایی با همین معنا و مفهوم ازسوی صاحبان اندیشه، بررسی و در پذیرش و رد آن، استدلال شده است (مسئله). بنابراین، در این مقاله پرسش مهم ناظر بر چگونگی نظر دو اندیشمند یعنی جان رالز و مرتضی مطهری درخصوص نقش دگردوستی در سیاست میباشد (سؤال). بهنظر میرسد که بین دو اندیشمند، اختلاف نظر دربارۀ نقش دگردوستی در سیاست جدی است (فرضیه). ازاینرو، غرض اصلی مقاله، فهم و تحلیل مفهوم دگردوستی و بیان ارتباط آن با سیاست نزد رالز و مطهری است (هدف). در این بررسی، یک مطالعه تطبیقی صورت خواهد گرفت که مبتنی بر دادههای کتابخانهای است و با تحلیل محتوا، نتایج مد نظر محقق خواهد شد (روش). رالز، دگردوستی را مانع عدالت سیاسی میداند؛ درحالیکه مطهری، نهتنها آن را مانع عدالت سیاسی نمیداند، بلکه موجب قوام ارزشهای انسانی میشمرد (یافته).