معیارهای عدالت سیاسی در اسلام: رویکردی انسانشناختی
نویسندگان
1 استادیار پژوهشگاه حوزه و دانشگاه-قم
2 دکتری اندیشۀ سیاسی، محقق و پژوهشگر
doi
چکیده
هر نظریهای دربارۀ عدالت، مستلزم تبیین مجموعهحقوقی برای انسان است؛ زیرا این حقوق همان چیزهایی هستند که نظریۀ عدالت قرار است شیوۀ توزیع خاصی برای آنها ارائه دهد (تاریخچه). تبیین معیارهای عدالت سیاسی ازمنظر انسانشناختی در متون دینی، موضوعی است که کمتر به آن پرداخته شده است (پیشینه). ازاینمنظر، مسئلهای بدیع، ناکاویده و جدید است (مسئله). سؤال مقالۀ حاضر، آن است که ایدۀ دوساختی بودن وجود انسان ازمنظر دینی چه تأثیری در نظریۀ عدالت در عرصۀ سیاست دارد (سؤال)؟ پژوهش حاضر، ضمن تلاش برای اثبات ایدۀ دوساحتی بودن انسان، دو نوع حقوق را برای انسانها در نظر میگیرد (فرضیه). در پاسخ به این سؤال، متون دینی با این غرض (هدف) و با روشی توصیفی تحلیلی (روش) مورد تحلیل قرار میگیرد؛ تا دلالتهای سیاسی تلقی شده از انسان در نظریهپردازی دربارۀ عدالت تبیین شود. درنتیجه، تلقی اسلامی از ماهیت انسان، موجب میشود که هر برداشتی از عدالت معطوف به هر دوی این حقوق باشد. آنچه دراینمیان اهمیت دارد، آن است که مبنای توزیع قدرت سیاسی در جامعه، بستگی بهمیزان رشد و تعالی فرد، متفاوت خواهد بود. این تفاوت در نظام توزیع قدرت در تقابل با اندیشههای قراردادگرایانۀ مدرن است که ساحت فطری و الهی وجود بشر را انکار میکنند (یافته).