تحلیل انتقادی گفتمان ستایش و نکوهش در نهج‌البلاغه بر پایه الگوی نورمن فرکلاف

نویسندگان

1 دانشیارزبان و ادبیات عربی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه قم

doi
10.48311/QHTS/qhts.2026.84854.0
چکیده

نهج­البلاغه در کنار آموزه­های توحیدی و اخلاقی، ساختاری منسجم از مدح و ذم را برای هدایت فردی و اصلاح اجتماعی ارائه می­کند. مجموعه ستایش­ها و نکوهش­های ذکر شده در نهج­البلاغه به عنوان یک سازوکار گفتمانی است که برای شکل­دهی به الگوهای رفتاری، ترسیم نظام ارزشی جامعه و ارائه الگوهای هنجاری و ناهنجاری اجتماعی و فرهنگی به کار رفته است. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به­دنبال این است که ستایش­ها و نکوهش­های نهج­البلاغه را از منظر الگوی تحلیل گفتمانی فرکلاف مورد بررسی و  واکاوی قرار دهد. نتایج حاصل از بررسی‌ها نشان داد که ستایش شدگان و نکوهش شدگان از منظر امام (ع) محدوده گسترده­ای از افراد، اعم از شخصیت­های سیاسی، اجتماعی، پدیده­های مادی و معنوی همچون اهل بیت (ع) و دنیا و آخرت و غیره را شامل می‌گردد. از این­رو در سطح توصیفی، ستایش­ها و نکوهش­های نهج‌البلاغه با بهره­گیری از واژگان ارزشی، ساخت­های نحوی متعادل، استعاره‌ها، تقابل‌های معنایی و ایجاز بلاغی به ترسیم شفاف فضایل و رذائل می‌پردازد. در سطح تفسیری، این گفتمان در پیوند با شرایط تاریخی و اجتماعی عصر امام علی (ع) تولید شده و از طریق هدایت مخاطب، به هنجارسازی ارزش‌ها و افشای انحرافات دینی و رفتاری می­انجامد. در سطح تبیینی نیز، مدح و ذم­های نهج‌البلاغه به عنوان ابزارهایی گفتمان­ساز، در نقد روابط قدرت، مقابله با ایدیولوژی­های مسلط و بازسازی نظم اجتماعی مبتنی بر عدالت و تقوا و آگاهی جمعی ایفای نقش می­کند.