حسادت آکادمیک در دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان مشهد ـ رویکرد ترکیبی هم‌زمان

نویسندگان

1 استاد گروه مدیریت و برنامه ریزی آموزشی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

2 دکتری مطالعات برنامه درسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

doi
10.22034/jei.2025.472649.3011
چکیده

هدف این پژوهش، مطالعۀ عمیق حسادت آکادمیک در دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان مشهد است. طرح پژوهش ترکیبی و از نوع هم‌زمان موازی است. در بخش کیفی، از روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. مشارکت‌کنندگان پژوهش شامل کلیۀ دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان مشهد بودند که با رویکرد نمونه‌گیری هدفمند و روش نمونه‌گیری گروه بارز، دانشجومعلمانی انتخاب شدند که در سال چهارم تحصیل می‌کردند. روش گردآوری داده‌ها، مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته و برای تحلیل داده‌ها، از روش تحلیل مضمون مبتنی بر مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر استفاده شد. در بخش کمی نیز از روش توصیفی ـ پیمایشی استفاده شد. جامعۀ آماری شامل دانشجویان سال چهارم بودند که با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای ساده، 85 نفر از دانشجومعلمان گروه‌های تحصیلی مختلف به‌‌منزلۀ نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مقیاس حسادت آکادمیک بود که پس از محاسبۀ روایی و پایایی، بین گروه نمونه توزیع شد. داده‌ها با استفاده از روش‌های آماری آزمون تی تک‌نمونه‌ای، تحلیل واریانس و اندازه‌گیری‌های مکرر تحلیل شدند. یافته‌های بخش کیفی مربوط به تجارب زیستۀ دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان نشان داد که احساسات غالب آنان در مواجهه با حسادت آکادمیک شامل احساس کینه‌توزی، خودخوری و بلوغ و رشد است. نتایج بخش کمی نیز نشان داد که حسادت آکادمیک در میان دانشجومعلمان وجود دارد و کینه‌ورزی غالب‌ترین احساس در این زمینه است؛ بنابراین بر اساس یافته‌های بخش کمی و کیفی، حسادت آکادمیک چالشی جدی برای دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان است و لازم است با شناخت دقیق احساسات و تجربیات آنان، برای کاهش حسادت آکادمیک و بهبود سلامت روان دانشجویان، برنامه‌های مداخله‌ای مؤثرتر طراحی شده و سیاست‌های دانشگاهی در زمینه‌های مختلف از جمله ارزیابی عملکرد، رقابت تحصیلی و حمایت از دانشجویان اصلاح شود.