بررسی اثربخشی سواد دیجیتال و یادگیری فعال در مدیریت حواس‌پرتی دیجیتال دانشجویان با نقش میانجیگری توانمندسازی روان‌شناختی آنان (موردمطالعه: دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان استان البرز)

نویسندگان

1 استادیار گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان

2 استادیار گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان

3 کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی، دانشگاه فرهنگان علامه امینی، تبریز. ایران

doi
10.22034/jei.2025.455729.2930
چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر سواد دیجیتال و یادگیری فعال در مدیریت حواس‌پرتی دیجیتال با نقش میانجیگری توانمندسازی روان‌شناختی است. بدین منظور، از روش توصیفی ـ همبستگی به کمک الگو‌سازی معادلات ساختاری استفاده شد. جامعهٔ پژوهش شامل 1800 نفر از دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان استان البرز بود. نمونهٔ پژوهش بر اساس جدول گرجسی مورگان و به روش سهمیه‌ای 325 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده‌ها چهار پرسش‌نامه بود: 1. خودراهبریِ یادگیری چِنگ و همکاران (2010)؛ 2. سواد دیجیتالی توحیدی‌اصل و نیک‌اقبال‌زاده (2015)؛ 3.  توانمندی روان‌شناختی اسپریتزر (1996)؛ 4. حواس‌پرتی دیجیتال صادقی (2020). برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزار اس‌پی‌اس‌اس26 و اسمارت پی‌ال‌اس‌3 استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد یادگیری فعال با متغیر حواس‌پرتی دیجیتال با ضریب بتای 324/0- در سطح اطمینان 95درصد اثر مستقیم و منفی می‌گذارد. همچنین، سواد دیجیتال نیز با متغیر حواس‌پرتی دیجیتال با ضریب بتای 180/0- در همان سطح اطمینان اثر مستقیم و منفی می‌گذارد. افزون‌براین، توانمندی روان‌شناختی دانشجومعلمان نیز با متغیر حواس‌پرتی دیجیتال با ضریب بتای 315/0- در سطح اطمینان 95درصد اثر مستقیم و منفی نشان می‌دهد. یافته‌ها بیانگر آن‌ است که یادگیری فعال از طریق میانجی توانمندسازی شناختی با ضریب بتای 211/0- در حواس‌پرتی دیجیتال اثر غیرمستقیم و منفی می‌گذارد. همچنین، سواد دیجیتال از طریق میانجیگری توانمندسازی روان‌شناختی در حواس‌پرتی دیجیتال بی‌اثر است. به‌طورکلی، نتایج نشان می‌دهد باید برای کاهش حواس‌پرتی دیجیتال متربیان زمینهٔ لازم برای تقویت یادگیری فعال، سواد دیجیتال و توانمندسازی روان‌شناختی آنان فراهم شود.