واکاوی فرایندها و دلالتهای گسترش استفاده از کتابهای کمکدرسی: تحلیلی دادهبنیاد
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
2 مدیرگروه پژوهشی علوم پایه، پژوهشکده برنامه ریزی درسی و نوآوریهای آموزشی، دانشیار پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی
doi
10.22034/jei.2024.448401.2893چکیده
با گسترش استفادهٔ دانشآموزان از کتابهای کمکدرسی این سؤال اساسی مطرح میشود که فرایندها و دلالتهای استفاده از این کتابها چگونه است. همچنین، چرا در کنار کتابهای درسی اصلی آموزشوپرورش، دانشآموزان و حتی معلمان از کتابهای کمکدرسی استفاده میکنند. هدف این پژوهش کاربردی و رویکرد آن دادهبنیاد است. دادهها از طریق مصاحبه با معلمان و مدیران شاغل در آموزشوپرورش و نیز متخصصان و مؤلفان استانهای گوناگون ایران گردآوری شده است. این گروهها درمجموع جامعهٔ پژوهش را تشکیل دادند. انتخاب نمونهها در جامعهٔ معلمان و مدیران با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و در گروه متخصصان و مؤلفان از روش گلولهٔ برفی بوده است. کل مشارکتکنندگان در پژوهش 27 نفر بودهاند. یافتههای این پژوهش براساس چهارچوب نظاممند اشتراوس و کوربین مقولهبندی و تحلیل شد. نتایج نشان داد در شرایط علّی مقولات اقتصادی، فردی، اجتماعی و آموزشی و در شرایط زمینهای مقولات نظارت ضعیف، هماهنگنبودن بخشهای متولی، ضعف قانونگذاری و تعارض منافع داخل سازمانی و در شرایط مداخلهگر مقولات نگرانی خانوادهها، نیاز به تکمیل فرایند یادگیری، توقعات سطحی، درنهایت به استفاده از کتابهای کمکدرسی منجر شدهاند. راهبردهای پاسخگویان بهمنظور بهکارگیری کتابهای کمکدرسی عبارتاند از: ارزیابی فردی از کتاب کمکدرسی، تغییر فرایند ارزشیابی، توجه به سطوح مختلف دانشآموزان. درنهایت، پیامدهایی همچون نگاه بازاری بهجای نگاه فرهنگی، غلبهٔ ابزار بر اهداف آموزشی و سطحیشدن تدریس در فرایند استفاده از کتابهای کمکدرسی بهوسیلهٔ پاسخگویان ادراک شدند. همچنین، نتایج نشان داد ضعف بسندگی آموزش و منفعتگرایی هستهٔ مرکزی دلالتهای استفاده از کتابهای کمکدرسی را تبیین میکند.