نگرش والدین کودکان دارای اختلال طیف خودمانده به تعامل اجتماعی دیگران با فرزندشان
نویسندگان
1 گروه آموزشی روانشناسی و مشاوره، دانشگاه فرهنگیان ، تهران، ایران.
2 گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
doi
10.22034/ceciranj.2026.564254.2010چکیده
هدف پژوهش حاضر، شناسایی نگرش والدین دارای فرزندان مبتلا به اختلال طیف خودمانده در باب تعامل دیگران با فرزندشان در اجتماع بود. برای دستیابی به این هدف، از پارادایم تفسیری، رویکرد کیفی و استراتژی قومنگارانه: درک فرهنگ و تجربه، بهره برده شد. میدان پژوهش شامل والدین کودکان دارای اختلال طیف خودمانده در شهر سنندج در سال تحصیلی 1404-1403 بود. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمهساختاریافته بود که با نه نفر از والدین با معیار اشباع یافتگی، مصاحبه صورت گرفت. انتخاب والدین بهصورت معیار محور و هدفمند بود. برای تحلیل اطلاعات از تکنیک قیاسی - استقرائی بهره برده شد. یافتهها نشان داد که برداشت والدین از واکنشهای دیگران در مواجهه با کودک اختلال طیف خودمانده، نقش بسزایی در کیفیت تعامل آنان با کودک دارد؛ بدین صورت که تجربه حمایت و پذیرش از سوی دیگران، موجب تقویت تعامل عاطفی و تجربة طرد اجتماعی منجر به تضعیف آن میشود. همچنین راهکارهای والدین برای تقویت تعامل جامعه با کودکان دارای اختلال طیف خودمانده شامل مواردی از قبیل: پذیرش تفاوتها، آموزش عمومی، فرهنگسازی و حمایت نهادی است. برایناساس، نتایج پژوهش حاضر بر ضرورت ارتقای آگاهی اجتماعی و حمایت ساختاری از خانوادههای دارای کودک اختلال طیف خودمانده تأکید دارد.