ارزیابی نظام رسانه ای افغانستان در راستای ملت سازی
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی ارتباطات، دانشگاه تهران
2 گروه آموزشی ارتباطات، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران
doi
10.22034/jcsc.2022.120249.2068چکیده
چکیدهاین مطالعه بر اساس این باور که رسانههای جمعی از قدرت نمادین برخوردار هستند و با ایجاد ظرفیت انسجام اجتماعی و تقویت افکار عمومی میتوانند در راستای ملتسازی مؤثر باشند، به ارزیابی اسناد مرتبط و همسو با زمینههای فعالیت رسانهای به این پرسش پاسخ میدهد که چرا در افغانستان باوجود فعالیت آزاد رسانهها هنوز ملتسازی در این کشور تحققنیافته است. طبق انتظار رسانههای افغانستان که نزدیک به دو دهه با حمایتهای قانون اساسی و قانون رسانههای همگانی به آزادی بیان و تکثر رسانهای دست یافتند، میتوانستند با ایجاد یک حوزه فرهنگی یا ادبی به حوزه سیاست اثرات شگرفی داشته باشند و با جلوگیری از سیاستهای قوممدارانه در ساختار قدرت دگرگونی عظیمی را در جامعه موجب شوند. عدم تحقق این مهم ما را بر آن داشت تا از روش تحقیق کیفی با رویکرد انتقادی بهره ببریم تا به این پرسش پاسخ دهیم که چرا در طول بیش از یکونیم دهه با حضور و فعالیت رسانههای آزاد و متکثر در افغانستان، هنوز هویت ملی مشترک شکلگرفته است و نظام رسانهای در این خصوص چه نقصی داشته است. ازاینرو، از نظریات توسعه رسانههای جمعی و الگوهای ملتسازی و همینطور از روش از مطالعه اسنادی و با فنون تحلیل مضمونی استفادهشده است. نتیجهی اتخاذ چنین رویکردی، تضادها و خلأهای موجود درزمینه و بستر فعالیتهای رسانههای جمعی افغانستان بیشازپیش هویدا ساختهاست و همینطور رابطهای بین نظام سیاسی و رسانهای کشور را.