حاکمیّت ژانوسی؛ مفهوم‌پردازیِ حاکمیّت ملی در قانون اساسی مشروطه

نویسندگان

1 1. استادیار، دانشکدۀ علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران. K.pouladi@uok.ac.ir

doi
10.48308/jlr.2023.231880.2509
چکیده

حاکمیّت‌ملی در قانون‌ اساسی مشروطه در چهره‌ای ژانوسی (دوگانه) متجلّی گشته است. نوشتار پیش‌رو، در پی یافتنِ اسبابِ پدیداری چنین امری بوده و در درونِ فرم حقوقی به نحوۀ تأسیس و یکپارچگی آن نظر نموده است. تأسیس در قالبِ نیروهای اجتماعی ـ سیاسی بروز یافته (امر مادی) و اندیشه سبب‌سازِ یکپارچگی فرم حقوقی شده است (امر نظری). تتبع از اسلوبِ پدیدارشناسی تاریخی ـ زبانی در ساحتِ حقوق انضمامی متابعت نموده است. این مطالعۀ تاریخی، از توصیفِ زبان متعیّن در فرم آغازیده و به دنبالِ تناظرهای زبانی در مراتبِ مادی و نظری ره پیموده است تا بتواند به غایت خویش نائل آید. مرتبتِ امر مادی، حرکتی است به سوی ایجادِ زبان نهادمند و مورد توافق؛ اما، نقش دوگانۀ مجلس اول مشروطه در مقام قوۀ موسِّس و موسَّس و نیز عدم تعادل میان نیروهای اجتماعی در نهاد سیاسی، سبب تزلزل در آن زبان گردیده و اصطلاحِ حاکمیّت را به جنبه‌های مختلف آن فروکاسته است. در مرتبتِ امر نظری، در آن دورۀ تاریخی با فقدان اندیشه به منزلۀ عنصرِ یکپارچه‌سازِ فرم حقوقی مواجه بوده‌ایم (امر محلی) و گسست از امر جهان‌شمول در صورت‌بندی چنین فرمی نیز این موضوع را دشوارتر نموده است. در این خلأ، دکترین پسافرم بر جایگاه اندیشه تکیه زده و در پی ترمیم یا برگذشتن از فرم حقوقی در آتیه بوده است. النهایه، می‌توان بازگفت در فقدانِ اندیشه، نیروها، فرمی را بدون یکپارچگی عناصر آن آفریده‌اند