مقایسۀ تطبیقی رتبهبندی کارکردی کلان شهرهای ایران بر اساس دادههای صفتی و رابطهای
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای شهرسازی، دانشکدة شهرسازی، دانشگاه تهران
2 دانشیار برنامه ریزی شهری و منطقه ای، دانشکدة هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس
3 دکترای برنامه ریزی شهری و منطقه ای، دانشکدة معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22059/jhgr.2020.259482.1007717چکیده
در مطالعة نظامهای شهری دو رهیافت صفتمبنا و شبکهمبنا قابلتمایز است؛ رهیافت نخست صفات منتسب به شهرها را ناظر اصلی بر اهمیت نسبی آنها میداند و معطوف به سطح تمرکز فعالیتها یا کارکردها در نقاط شهری است؛درحالیکه رهیافت دوم بر اساس تعاملات بین شهرها و با استفاده از دادههای جریانی جایگاه هر شهر را در نسبت با موقعیت قرارگیری آن میسنجد. اگرچه بنیانهای نظری هر دو رهیافت بهخوبی مستند شده، از یکسو ماهیت ارتباط بین این دو تاکنون بهطور وسیعی نامشخص باقیمانده و از سوی دیگر در مطالعة تعاملات بین نواحی تفاوت جغرافیایی انواع مختلفی از جریانها کمتر موردتوجه بوده است. ازاینرو، هدف از پژوهش پیشرو سنجش و رتبهبندی جایگاه کلانشهرهای کشور مبتنی بر هر دو رهیافت صفتی و تعاملی با استفاده از دادههای رابطهای جریان هوایی و زمینی افراد، مقایسة میزان همبستگی نتایج بهدستآمده از هر یک با یکدیگر، و تشریح شباهتها و اختلافات ممکن بین این دو است. نتایج نشان داد نهتنها رتبهبندی کارکردی کلانشهرهای ایران مبتنی بر رهیافت تعاملی با استفاده از دو جریان هوایی و زمینی افراد اختلافات آشکاری نسبت به یکدیگر دارند، بلکه میزان پشتیبانی رتبهبندی کلانشهرها در رهیافت اندازهمبنا و شبکهمبنا نیز باهم متفاوت است؛ بهطوریکه ضریب تعیین رتبهبندی تعاملی مبتنی بر جریان هوایی افراد و رتبهبندی صفتی برابر 85/0 درصد بهدستآمده که نشاندهندة پشتیبانی این دو از یکدیگر است؛درحالیکه همبستگی نهایی دو رهیافت مبتنی بر جریان زمینی افراد (36/0) از ضعف چنین حمایتی حکایت دارد. این تفاوت مؤید آن است که تعاملات بینشهری که در قالب جریان هوایی افراد روی میدهد بیش از دیگر انواع جریانها ناشی از کارکردهای درونی شهرهاست و میتواند سازمانیابی فضایی شهرها را در سطح کلان منعکس کند.